تبليغاتX
زیست شناسی

نويسنده: مريم شمس

با كشف حقايق جديد در علم جنين‌شناسي، انسان در برابر اعجاز نهفته در قرآن كه به مراحل آفرينش جنين اشاره نموده ‌سر فرود آورده، چرا كه اينگونه مطالب در چهل و اندي آيه و ده‌ها حديث شريف آمده و در طول پانزده قرن خطوط اصلي در زمينه اين علم را ترسيم نموده و هم اكنون آن را علم جنين‌انساني مي‌نامند. هرقدر كه انسان در مطالعه‌ي آيات كريمه‌ي قرآن كه به علوم مختلف اشاره نموده، تعمق كند و آن را با حقايق ثابت علمي كه به تدريج كشف مي‌شود مقايسه نمايد، ايمان و يقين وي به خداوند و قرآن و آنچه رسول خدا صلى الله عليه وسلم از جانب خداوند آورده مي‌شود. دكتر كيث‌‌مور استاد تشريح و جنين‌شناسي در دانشگاه اوتاواي كانادا بر اين عقيده است كه: «هر چه انسان حقايق جديدتري را كشف كند در واقع مي‌بيند كه همان حقايق موجود در قرآن را تكرار كرده است»(1). 

علم جنين‌شناسي مطالعه خلقت انسان از ابتداي تشكيل تخمك لقاح يافته با اسپرم تا انتهاي تشكيل جنين و خروج آن از رحم مادرش بعد از نه ماه است.

تاريخ شروع اين علم با چنين معنايي به قرن هفدهم بر مي‌گردد، زمانيكه ميكرسكوپ به دست دو دانشمند به نام‌هاي هام و هوك در سال 1677 اختراع شد كه درخلال آن اسپرم مرد را كشف كردند. سپس دانشمندي به نام دوگراف، تخمك را كشف كرد كه نام وي را بر آن گذاشتند و فوليكول دوگراف نام گرفت. نقش اصلي تخمك و اسپرم، در اواخر قرن هفدهم شناخته شد و مراحل مختلف تكامل جنين و تفاصيل دقيق تشريحي آن در قرن بيستم آشكار شد و علم روز به روز در اين زمينه مطالب جديدتري را كشف مي‌كند.

اگر بعضي از دانشمندان اسلامي را كه تكوين جنين را از طريق آيات كريمه و احاديث شريفه، شرح دادند استثناء كنيم، بشر تا اواسط قرن هفدهم از اين علم اطلاعات ناقص و غلطي داشت. ارسطو در قرن چهارم قبل از ميلاد كسي بود كه نظرات و كتابهاي وي تا قرن هفدهم ميلادي در مجامع علمي، مقدس به شمار مي‌رفت. وي عقيده داشت كه جنين از اتحاد مني با خون حيض تشكيل مي‌شود و حال آنكه در قرآن كريم همين بس كه اينگونه تذكر مي‌دهد: «ويسئلونك عن المحيض قل هو أذی فاعتزلوا النساء في المحيض... »(2).

پزشك انگليسي به نام هاروي كه گردش بزرگ خون را كشف كرد (و قبل از وي دانشمندي به نام ابن النفيس گردش كوچك خون راكشف كرده بود) در سال 1651 عقيده داشت كه رحم، جنين را ترشح مي‌كند. و حال آن‌كه

Moore and Persaud، 1998، Before we are born، 5th ed.، p:37

 اين مطلب يك خطاي فاحش علمي است. و طبق فرموده قرآن كريم، رحم قرار مكين براي نطفه است: «ولقد خلقنا الانسان من سلاله من طين، ثم جعلناه نطفه من قرار مكين»(3)و يا: « ألم نخلقكم من ماء مهين، فجعلناه في قرار مكين»(4).

در سال 1675 ميلادي، پزشكي بنام مالپيگي عقيده داشت كه جنين به شكل بسيار كوچكي در داخل تخمك قرار دارد و اسپرم وظيفه‌اي جز فعال كردن تخمك ندارد. و دانشمنداني به نام هام وهوك كه كاشف ميكرسكوپ و اسپرم بودند، عقيده داشتند كه جنين به شكل بسيار كوچكي در داخل اسپرم قرار دارد و تخمك وظيفه‌اي جز تغذيه و فعال كردن آن ندارد. تا اينكه در قرن هجدهم دو دانشمند به نامهاي ولف و اسپالانزاني آمدند و ثابت كردند كه جنين از نطفه‌ زن و مرد به طور يكسان تشكيل مي‌شود؛ ‌همان حقيقت علمي كه امروزه شناخته شده است و مسلمانان از زمان نزول قران كريم، آن را در كتاب خدا مي‌خوانند و همين حقيقت باعث خضوع و خشوع و يقين آنها هر روز بيشتر از روز قبل مي‌شود: «يا أيها الناس إنا خلقناكم من ذكرو أنثي»(5)يا « انّا خلقنا الانسان من نطفه أمشاج نبتليه فجعلناه سميعاً بصيراً»(6). 

درهمان زماني كه يك شخص يهودي از پيامبر درباره خلقت انسان مي‌پرسد و پيامبر صلی الله علیه وسلم در جواب مي‌فرمايد: «يا يهودي من كلِّّّ يخلق، من نطفة الرجل و نطفة المرأة 

در سال 1839 دو دانشمند به نامهاي شوآن و اشليدن، كشف كردند كه بدن انسان مجموعه‌اي از سلولها است و جنين از سلول واحدي تشكيل يافته كه همان تخمك لقاح يافته است كه تقسيم و تكثير مي‌شود. يعني در واقع جسم انسان كه تقريباً از صدها ميليارد سلول تشكيل شده، از يك سلول بنام سلول تخم نشأت گرفته است. قرآن هم تكثير سلولي را اساس تكثير حيات مي‌داند:

«انّ الله خالق الحبّ و النوي، يخرج الحيّ من الميّت و مخرج الميّت من الحيّ ذلكم الله فأنّي تؤفكون»(8). 

تقسيم سلولي كه تمايز سلولي ( يا انفلاق سلولي) عبارت بهتري براي آن است، به معني تقسيم و تمايز سلول به دو قسمت مساوي است و اين يك عمل اصلي فيزيولوژي است كه بواسطه آن موجودات زنده تكثير مي‌شوند لذا خداوند تعالي از خودش با صفت «برب ‌الفلق» ياد كرده يعني سبب زندگي و تكثير آن و سوره‌اي را با نام «فلق» نامگذاري كرده است.

تا اواسط قرن بيستم، نقش تخمك و اسپرم در تعيين جنسيت ژنتيكي جنين در انسان شناخته نشده بود اما پس از كشف كروموزمهاي جنسي توسط دانشمنداني به نامهاي«ون وينوانتر» و «پانتر» و «تئوليدان» اين پديده شناخته شد. يونانيها معتقد بودند كه تعيين جنسيت با اسپرم مرد است، اگر اسپرم از بيضه راست خارج شود، جنس نوزاد مذكر مي‌شود و اگر از بيضه چپ خارج شود نوزاد مونث مي‌شود. و بعضي ديگر گمان داشتند كه اگر جنين در سمت راست رحم رشد كند مذكر مي‌شود و اگر در سمت چپ رشد كند مؤنث مي‌شود. ارسطو هم كه معتقد بود فرزند مذكر مربوط به هيجان روحي مرد هنگام آميزش است و اگر فاقد آن باشد، فرزند مؤنث مي‌شود.

در قرآن كريم به وضوح اشاره شده كه نطفه (چه نطفه مرد باشد چه زن) اساس تعيين جنسيت جنين است كه مذكر شود يا مؤنث: «و انّه خلق الزوجين الذكر و الانثي، من نطفه اذا تمني»(9) مراحل اساسي تكامل جنين از مرحله‌ي نطفه امشاج تا مرحله‌ي علقه، مضغه، عظام و لحم (كه قرآن كريم اين نامهاي علمي را به آنها داده) در واقع با شكل و خصوصيات ميكروسكپي آنها مطابقت دارد با توجه به اينكه در طول همه اين مراحل جنين از چند ميليمتر تجاوز نمي‌كند و علم جنين‌شناسي كه در نيمه دوم قرن بيستم پديد آمد، چنين وصف قرآني را از طريق ميكروسكوپ تأييد نمود.

احاديث شريفه‌اي نيز بعضي از اين آيات كريمه را در مورد جنين توضيح مي‌دهد، مانند تعيين مدت زماني كه در آن اعضاي جنين تشكيل مي‌شود در اواخر قرن بيستم توسط علم جنين‌شناسي اين مطلب كشف شد كه لحم و عظام و سمع و بصر و اعضاي جنسي از هفته هفتم بارداري شروع به تشكيل شدن نموده و تا ماه ششم كامل مي‌شود. و اين مصداقي است براي قول رسول اكرم صلی الله عليه وسلم كه فرمود:

«اذا مرّ بالنطفه اثنتان و أربعون ليله بعث الله اليها ملكاً فصوّرها و خلق سمعها و بصرها و جلدها و لحمها و عظامها. ثم قال يا رب أذكر أم أنثي؟ فيقضي ربّك ماشاء و يكتب الملك»(10)
هر گاه چهل و دو شب از انعقاد نطفه بگذرد خداوند فرشته‌اي را مأمور مي‌كند تا آن را صورت نگاري كرده و گوش و چشم و پوست و گوشت و استخوان آن را بيافريند،سپس مي‌گويد پروردگارا، ‌او مرد باشد يا زن؟ و خداوند آنچه را كه بخواهد حكم مي‌دهد و فرشته مي‌نويسد.

بنابراين در بسياري از آيات قرآن اعجاز طبي در زمينه جنين‌شناسي پزشكي به خوبي مشهود است. در اينجا به بررسي اينگونه آيات پرداخته و پس از آوردن نظرات متفاوت در اين زمينه، به نقد و بررسي آنها پرداخته و نظر معتدل بيان خواهد شد. برخي از اينگونه آيات به خوبي نشانگر اعجاز طبي قرآن بوده و برخي ديگر، در چارچوب تعريف اعجاز قرار نمي‌گيرند فلذا مي‌توان از آنها به عنوان «شگفتيهاي آفرينش انسان درقرآن» ياد كرد

برگرفته ازمؤسسه أم الكتاب مركز تحقيقاتي تخصصي قرآن كريم

+ نوشته شده توسط سید علی عباسی در شنبه بیست و چهارم دی 1390 و ساعت 14:4 |
جعفر سبحانی

نخستین مساله‏ای که درباره انسان در هر نوع جهان بینی مطرح می‏باشد. مساله‏"شناخت خلقت انسان‏"است و اینکه او از چه و چگونه به وجود آمده است؟و به‏ دیگر سخن،مبداء خلقت و کیفیت آن،چگونه می‏باشد؟اتفاقا قرآن که صحیح‏ترین منبع‏ برای جهان بینی اسلامی است،هر دو موضوع را به گونه‏ای متذکر می‏باشد و مجموع آیات‏ وارده درباره انسان را در سه بخش می‏توان مطرح کرد.
1-آیاتی که ناظر به مبداء خلقت انسان است
2-آیاتی که بیانگر تحولاتی است که در این مبداء به وجود آمده است
3-آیاتی که بیانگر کیفیت بقاء نوع انسان و نحوه پرورش او در رحم است.
ما مجموع آیات هر سه بخش را در این بحث مطرح می‏کنیم سپس به تشریح آیه‏ و یا آیاتی را که تصور شده است گواه بر تکامل تدریجی خلقت انسان و انیکه وی تکامل‏ یافته از دیگر موجودات زنده است.مطرح می‏نمائیم.

1-مبداء آفرینش انسان چیست؟

مقصود از مبداء آفرینش،ماده نخستین است که خلقت انسان به آن منتهی می‏گردد،به گونه‏ای که اگر مراحل بعدی خلقت را یکی پس از دیگری پشت سر بگذاریم‏ سرانجام به این ماده می‏رسیم.البته ماده نخست می‏تواند،حالات مختلف داشته‏ باشد،و برخی از آن،بر برخی دیگر مقدم و ریشه دومی شمرده شود ولی از آنجا که این‏ حالات،مایه پیدایش انواع مختلف نمی‏گردد،بلکه حالات و کیفیات همان ماده شمرده‏ می‏شود،ما همه را،تحت عنوان‏"مبداء واحد"می‏آوریم هر چند ممکن است میان آنها تقدم و تاخری نیز وجود داشته باشد.مثلا خاک و گل،و یا عصاره و چکیده گل و یا گل‏ خشک مانند سفال،انواع متعدد نیستند،بلکه حالات مختلف ماده‏"ترابی‏"می‏باشند که‏ آنرا به دو صورت و یا صورت‏های گوناگون نشان می‏دهند هر چند واقعیت همگی یک شی‏ء بیشش نیست و لذا ما همه این حالات را"مبداء آفرینش‏"نامیده و در این بخش آورده‏ایم.
قرآن مبداء آفرینش انسان را اموری،به شرح زیر معرفی می‏کند:
انسان از:
1-خاک 2-گل 3-گل چسبنده 4-گل بد بو و تیره رنگ 5-چکیده گل 6- گل خشکیده که به هنگام برخورد با چیزی صدا می‏کند(مانند سبو و سفال)آفریده‏ شده است.
مجموع این امور ششگانه،حالات مختلف یک شئ به شمار می‏روند و ماده واقعی‏ در همگی یک چیز بیش نیست و برای آگاهی از متون آیات این امور ششگانه،از هر یک فقط به ذکر یک آیه اکتفاء می‏کنیم و به مواضع آیات دیگر اشاره می‏نمائیم:

1-خاک

"یا ایها الناس ان کنتم فی ریب من البعث فانا خلقناکم من تراب‏"
(حج/5)ای مردم اگر درباره رستاخیز شک و تردید دارید،ما شما را از خاک آفریده‏ایم‏ و نیز به سوره آل عمران/59،کهف/37 روم/20،فاطر/11،غافر/67 مراجعه‏ فرمائید.

2-گل

"الذی احسن کل شئ خلقه و بداء خلق الانسان من طین‏"
(سجده‏ /7)خدائی که آفرینش هر چیزی را،زیبا قرار داده و آفرینش انسان را از گل آغاز کرده‏ است و نیز به سوره انعام آیه 2 و اعراف/12،ص 71،و 76،اسراء/61 مراجعه‏ فرمائید.

3-گل چسبنده

"انا خلقناهم من طین لازب‏"
(صافات/11)آنها را از گل‏ چسبنده آفریدیم.

4-گل بد بو و تیره رنگ

"لقد خلقنا الانسان من صلصال من حماء مسنون‏"
(حجر/2)ما انسان را از صلصال‏1که از گل تیره رنگ و بدبو گرفته شده بود،آفریدیم‏ و به همان سوره آیه‏های 28 و 32 مراجعه فرمائید.

5-چکیده گل

"و لقد خلقنا الانسان من سلاسله من طین
(مومنون آیه 12) ما انسان را از چکیده گل آفریدیم.

6-از گل خشکیده مانند"کوزه سفالین‏"

"و خلق الانسان من صلصال کالفخار"
(رحمان/12)انسان را از گل خشکیده مانند کوزه سفالین که به هنگام برخورد با چیزی‏ صدا می‏کند،آفریدیم و به همین مضمون در سوره حجر آیه‏های 26 و 28 و 33 وارد شده‏ است.
این آیات بیانگر ماده نخستین انسان است،و امور ششگانه حالات ماده نخستین‏ می‏باشند،بدون اینکه آنها به عنوان تبدیل و دگرگونی نوعی به نوعی دیگر شمرده‏ شوند.

3-تحولاتی که مبداء نخست پیدا کرده است

از آیات یاد شده ماده نخستین وجود انسان روشن گردید اکنون وقت آن رسیده‏ است که دومین مساله را یعنی کارهائی که روی ماده نخست انجام گرفته است:مطرح‏ سازیم.
همان طور که یاد آور شدیم قرآن کتاب علوم طبیعی نیست ولی گاهی برای‏ هدایت انسان‏ها مسائلی از این علوم را مطرح می‏کند که هدف جنبه‏های تربیتی آن‏ است بنا بر این اگر آیه و یا آیاتی،تحولاتی را که روی ماده نخست انجام گرفته است. متذکر گردید،به خاطر جنبه‏های تربیتی و راهنمائی آن است.
برخی می‏خواهند از آیات گذشته بالاخص آیاتی که ماده نخست را،چیزی‏ مانند"صلصال‏"و شبیه‏"فخار"2می‏داند دور نمائی از تحولاتی را که روی ماده نخست‏ انسان انجام گرفته ترسیم کنند و در این نظریه از یک رشته استعاره‏ها و تشبیه‏ها کمک‏ می‏گیرند و می‏گویند:
"چینی سازان و کوزه‏گران،گل را مدتی می‏ورزند تا خوب مخلوط شود،و خود را بگیرد و آماده به کار رفتن شود.
کوزه‏گر برای ساختن یک کوزه و یک کاسه از ابتداء صدها شکل متوالی به گل دستکاری‏اش،بر روی سفال می‏دهد،تا آنکه چیزی را که می‏خواهد پدید آورد.
شکل انواع گلدان،کاسه،تقار،کوزه،سبو،خمره و غیرهم در ابتداء یکی است‏ و به تدریج به شکل‏های دیگر ظاهر می‏شود،تا آنکه به شکل و نوع منظور منتهی می‏گردد گل خام و بی‏قدرت،مقاومتی در برابر عوامل مخرب ندارند و بر اثر گرما سفت و سخت‏ می‏شود و عکس العمل تمام سفالها در مقابل حرارت یکسان نیست برخی ذوب و یا نقص‏ پیدا می‏کنند ولی سفالهائی که جنس خاک آنها ناخالصی نداشته و گل آنها کاملا پرورش‏ داده شده باشد در مقابل حرارت کاملا مقاوم و سالم و خوشرنگ از کار در می‏یند3
هدف از استخراج این مفاهیم از آیات چیزی جز یک پیشداوری درباره خلقت‏ انسان،نیست و آن اثبات تکامل تدریجی انسان و تحول وی از نوعی به این نوع است و لذا می‏گوید:
"کوزه‏گر برای ساختن یک کوزه ابتداء صدها شکل متوالی به گل دستکاری‏اش‏ می‏دهد..."همچنانکه وجود انواع در زمان و شرایط مختلف زندگی در نظر او بسان‏ وجود کوزه سفال در کوره سوزان است،همان طور عکس العمل سفالها در برابر حرارت‏ یکسان نیست همچنین مقاومت جانداران در برابر شرایط گوناگون مختلف است و در نتیجه‏ بخشی از جانداران نابود می‏شوند.و آنچه که شایسته بقاء و زندگی است محفوظ میمانند و سرانجام انواعی که انسان از آنها تحول یافته بر اثر ضعف و ناشایستگی،نابود گردیده‏اند و تنها انسان باقی مانده است."
ولی اگر ما ذهن خود را از این مسائل،تجرید کنیم،از این آیات،بیش از این‏ نمی‏فهمیم که هیکل نخست انسان،بسان خاک خشکیده بوده که در پرتو عنایات الهی، دارای کمال و روح گردید و او است که این موجود بی‏مقدار را این همه کمال بخشیده‏ است و اما دیگر خصوصیات که این نویسنده درباره ماده چینی و سفال و سازندگان آن دو تصور کرده و بر ماده انسان و سازنده آن نیز تلویحا نسبت داده،هرگز از این بیان مفهوم‏ نمی‏گردد.
قرآن از مجموع خصایص ماده سفالی فقط یک خصوصیت را متذکر است و آن اینکه‏ انسان را از گل چسبنده آفریدیم‏4و ناگفته پیدا است که اگر چسبنده نباشد هیکلی‏ درست نمی‏شود که در آن روح دمیده شود.
اگر بخواهیم در این مورد روشن‏تر بگوئیم باید بگوئیم هدف،تشبیه ماده انسان‏ به‏"فخار"5است،نه تشبیه خالق و آفریننده او به چینی ساز و کوزه‏گر،و همیشه درتشبیه صفت بارز مشبه را در نظر می‏گیرند،نه تمام خصوصیات او را،اگر می‏گوئیم‏ زید شیر است،یعنی در شجاعت نه در یال و کوپال یا سم و دم‏ژ،و بدبوئی دهن و غیره. اگر این نظریه بی‏دلیلی است،همچنین نظریه مقابل آن نیز بی‏گواه است و آن‏ اینکه تمام حالات مختلف ماده نخستین ماده نخستین دفعی بوده و فاصله زمانی میان آنها نبوده‏ است زیرا هیچ بعید نیست که این مراحل که ما تمام آنها را،حالات ماده نخستین انسان‏ گذاریم در فواصل خاصی از زمان انجام گرفته باشد و برخی از اخبار نیز،بر آن گواهی‏ می‏دهد6خلاصه قرآن در این مورد ساکت است و نمی‏توان چیزی را بر آن تحمیل کرد.
تنها تحولی که قرآن نسبت به ماده نخست متذکر است مساله تصویر و صورت‏ بندی آن است.اکنون لازم است که در این باره به توضیح بپردازیم.

تصویر پس از آفرینش چیست؟

قرآن برای انسان نخست،تصویری پس از آفرینش معتقد است،آنجا که می‏گوید:
"و لقد خلقناکم ثم صورناکم ثم قلنا للملائکه اسجدوا لادم فسجدوا الا اابلیس لم یکن‏ من الساجدین‏"
(اعراف/12)
پس شما را آفریدیم آنگاه صورت بندی کردیم،سپس به فرشتگان امر کردیم که‏ بر آدم سجده کنند،و جز ابلیس همگی سجده کردند اکنون باید دید مقصود از تصویر پس از خلقت چیست؟
قبلا نکته‏ای را یاد آور می‏شویم و آن اینکه لفظ"خلق‏"در لغت عرب در دو معنی به کار می‏رود:
1-اندازه،و بر این اساس می‏گویند:خلق الخیاط الثوب،خیاط پارچه را اندازه گرفت.
2-ایجاد و آفریدن شیئی.
مولف اساس البلاغه اصرار دارد که معنی صحیح در اساس‏"خلق‏"همان اندازه‏ گیری است و معنی دوم به مرور زمان پیدا شده است.7
ولی اگر این سخن صحیح باشد،قطعا در این آیه معنی دوم مراد است به گواه‏ اینکه پس از این جمله،جمله‏های
"ثم صورناکم ثم قلنا للملائکه اسجدوا"
آمده است وناگفته پیدا است صورت بندی و سجده فرشتگان با انسان آفریده شده سازگار است،نه با انسانی که فقط آفرینش او اندازه گیری شده است،در هر حال باید دید مقصود از"تصویر" در آیه یاد شده چیست؟
روشن‏ترین تفسیر این آیه،همان آیه‏ای است که در سوره حجر در این مورد آمده است آنجا که می‏فرماید:
"و اذ قال ربک للملائکة انی خالق بشرا من صلصال من حماء مسنون فاذا سویته‏ و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین‏"
(حجر آیه‏های 28 و 29)
جمله خالق بشرا من صلصال بمنزله جمله‏"انا خلقناکم‏"در آیه مورد بحث‏ می‏باشد.
جمله فاذا سویته‏8مفسر معنی ثم صورناکم با این تفاوت محور بحث در آیات سوره حجر،خلقت آدم است و در آیه مورد بحث،آفرینش تمام انسان است و از آنجا که قرآن خلقت آدم را،خلقت تمام انسان‏ها تلقی می‏کند مراحل خلقت او را به‏ تمام انسان‏ها نسبت می‏دهد،و با مراجعه به آیات مربوط به آفرینش انسان این مطلب‏ کاملا روشن است.9
بنا بر این پس از آفرینش انسان از گل خشکیده،مرحله‏ای به نام مرحله‏"تصویر و تسویه‏"آغاز می‏گردد و این همان مرحله صورت بندی ظاهری انسان است که هنوز روح‏ در آن دمیده نشده است زیرا پس از این مرحله،مرحله‏"و نفخت فیه من روحی‏"آغاز می‏گردد.
لفظ"ثم‏"که میان خلقت انسان از گل خشکیده و مرحله تصویر به کار رفته است‏ بیش از این نمی‏رساند که یک فاصله زمانی میان این دو مرحله وجود داشته است و اما مدت این مرحله چه اندازه بوده،قرآن از آن ساکت است و هرگز نمی‏توان آن را گواه بر گذشت میلیون‏ها سال دانست،چنانکه نمی‏توان آن را گواه بر وجود صدها نوع در این میان اندیشید.
گذشته از این،این انواع باید دارای جان و روح حیوانی باشند در صورتی که‏ انسان در مرحله تصویر و تسویه،فاقد روح و جان است و به حکم جمله‏"فاذا سویته‏ و نفخت فیه من روحی‏"بعدا واجد روح می‏گردد.
از اینکه در سوره اعراف کلمه‏"ثم‏"به کار برده و در آیات سوره‏"حجر"لفظ "فا"استعمال کرده است معلوم می‏شود که فاصله این دو مرحله(میان خلقت و تصویر)شیعه با همهء فشارهائی که از حکومتهای‏ غاصب و ستمکار می‏دیده‏اند،در ابلاغ این‏ رسالت و رساندن فقه سیاسی اسلام،به جهانیان‏ کمال کوشش را داشته‏اند.

بقیه:مبدء آفرینش انسان

بسیار اندک بوده که مجوز استعمال این دو نوع حرف عطف که از نظر معنی مختلف‏ می‏باشند،بوده است.
کسانی که بخواهند جمله‏"ثم صورناکم‏"را گواه بر گذشتن میلیون‏ها سال و وجود هزاران انواع بگیرند،معنی مورد نظر خود را بر آیه تحمیل کرده‏اند.از آن‏ طرف هم نمی‏توان گفت که میان خلقت ماده نخست،و تصویر آن به صورت انسان هیچ‏ فاصله‏ای نبوده است زیرا قرآن در این قسمت ساکت است.و تصریحی ندارد

lمنبع: معارف قرآن

+ نوشته شده توسط سید علی عباسی در شنبه بیست و چهارم دی 1390 و ساعت 14:3 |
به طور كلی سه نوع تعییین جنسیت داریم:
1) ژنتیکی = GSD
۲) محیطی = ESD
۳)رفتاری = BSD

GSD : در این نوع جنسیت موجودات در زمان باروری تعیین شده ، سپس غده ها ، استروئیدها را تولید می كنند كه به پیدایش فرد نر یا ماده منجر میشود. در پستانداران ، نر بودن به كروموزوم Y وابسته است.

ESD : تعیین جنسیت در تمام لاك پشت ها و اكثر تماسح ها ، تحت تاثیر محیط و بعد از باروری تخم صورت می گیرد. در خزندگان ، به طور مثال سوسمارها ، بودن كروموزوم جنسی در میان دوران تكوین و در دوره خاصی ( زمان تمایز غده های تناسلی ) رخ می دهد.
برای مثال دوره جنسی را در لاك پشت گوش قرمز ، از شروع انكوباسیون تا مرحله شكفتن تخم ها ، بر اساس خصوصیات مورفولوژیكی جنین به ۳۶ مرحله تقسیم كرده اند. از مرحله ۱۵ به بعد ، دوره حساسیت به دما ( TSP ) شروع می شود و دمای انكوباسیون ، جنسیت تخم ها را تعیین می كند. تخم لاك پشت های گوش قرمز ، در حرارت ۲۷-۲۲ درجه جنس نر ، ۳۱ درجه ( بیش از ۳۰ درجه ) جنس ماده ، ولی در آستانه ۳۵-۲۸ نسبت تعداد جنین نر به جنین ماده یك به یك است. اما لاكپشت های دم شلاقی ، در حرارت سرد ۲۰ درجه و گرم ۳۰ درجه ماده و درجه حرارت ۳۰-۲۰ نر می شوند.
با تغییر دما ، می توان زمان بندی تعیین جنسیت را مطالعه كرد ، اما پس از تعیین جنسیت دیگر تغییر ناپذیر است.
مارمولك ها جانورهای خونسردند كه دمای بدن را از طریق حمام آفتاب تنظیم می كنند. رابرت و تامسون E.tympanus ماده را در محیط آإزمایشگاه ، در معرض دمای ۳۲ درجه قرار دادند. تكوین جنین سرعت یافته و دوره حاملگی كاهش یافت. در دمای آزمایشگاهی زاده تمام مارمولك ها ماده بود. در طبیعت تعداد مارمولك های نر وماده به دنیا آمده مساوی است. پژوهشگران به درستی نمی دانند كه چه میكانیسمی به E.tympanus ماده این توان را می دهد تا دمای مورد نیاز بدن را برای تولید تعداد مساوی زاده های نر و ماده فراهم سازد.

BSD : در این نوع روش ممكن است در موجودات پس از تثبیت جنسیت ، تغییراتی اتفاق بیافتد. غالب این جانوران نر و ماده اند. زندگی اجتماعی آنها نوع جنس را مشخص می كند. یعنی محرك ها حسی اند تا كروموزومی ، زیرا پیام ها از مغز می رسند و موجب تغغیر در نوع هورمون ها می شوند و تغیرات جنسی رخ می دهند. به طور مثال در هر فاز خاص ، Anemone fish سفید و نارنجی كه معمولا نر-ماده متناوب است ، غده ویژه آن جنس فعال می شود. این ماهی ها نر متولد و بعد ماده ، در حالی كه ماهی های تپه های مرجانی اول ماده و بعد نر می شوند. در نر- ماده ای همزمان تخمدان به بیضه تبدیل می شود و جالب اینكه تخم آنها با جفت گیری بارور می شود.

را بطه طول عمر با تعیین جنسیت
تعیین جنسیت در خزندگان با عمر بالا ، به دما و در خزندگان با عمر كوتاه ، به وراثت بستگی دارد. گونه های با عمر دراز در مقابل نوسانات مقاوم اند یعنی سعی می كنند جنس ها را در محیط حفظ كرده ، در نتیجه تغییر جنسیت می دهند. گونه هایی كه عمر كوتاه دارند ، متفاوت اند ، تغییر نمی كنند ، یعنی در یك جنس باقی می مانند كه ممكن است موجب انقراض نسل این نوع جانورها شود.

راه های تعیین جنسیت
۱)روش كاریوتایپ: برای انجام روش كاریوتایپ ، با استفاده از کلشی سین ، سلول های كشت شده را در مرحله متافاز متوقف كرده ، بعد از عكسبرداری ، كروموزوم ها را شماره گذاری و مرتب می كنند . كروموزوم های جنسی را نیز جداگانه و به صورت XX و XY مرتب می نمایند.
۲) جسمY : چنانچه سلول های نر با تركیبات كیناكرین رنگ آمیزی و با نور فلورسنت مطالعه گردند، در درون هسته نقطه ای براق دیده می شود كه معادل قسمت های درخشان بازوی بلند كروموزوم Y است. این قسمت را جسم Y می نامند. برای تعیین جنس ومقدار آنها ، مطالعه كروموزوم های جنسی ارزش بالینی دارد.
۳)جسم بار: كروموزومX ی را می توان در سلول های ماده كه تقسیم نمی شوند ، مشاهده كرد به صورت توده ای تیره به غشاء هسته سلول چسبیده است و كروماتین جنسی و جسم بار خوانده می شود. جسم بار یكی از كروموزوم های X است كه به طور غیر فعال در كنار هسته معمولی قرار دارد. تعداد كروماتین جنسی برابر تعداد كروموزوم X جنسی موجود در سلول های nx-۱ است.

روش مولكولی تعیین جنسیت
واكنش زنجیره ای پلی مراز ( PCR )
طی این روش قطعه ای از DNA بین دو توالی پرایمر تكثیر می یابد. این واكنش برای غنی سازی نمونه های DNA ( برای قطعه ویژه ) طراحی شده و قطعه مورد نظر به اندازه ای تكثیر می یابد تا به سطحی برسد كه قابل مشاهده و تجزیه و تحلیل ژنتیكی باشد. معمولا این روش به طریقی طراحی می شود كه فقط به یك توالی از هدف خاص در درون مجموعه ای از توالی های نا جور DNA اجازه می دهد تا به صورت انتخابی تكثیر یابد. حال اگر توالی های مورد نظر روی كروموزوم X و یاY قرار گرفته باشند ، می توان جنس آن جنین یا نمونه خاص را تشخیص داد.

تعیین جنسیت با استفاده از ژن آملوژنین
مینای دندان ، بیرونی ترین پوشش و سخت ترین بافت در بدن مهره داران می باشد. ماتریكس آن از دو نوع پروتئین آملوژنین و اناملین تشكیل شده است. پروتئین غالب در مینای دندان ، آملوژنین است و انواع دیگر، فراوانی كمی دارند. ژن آملوژنین در انسان روی هر دو كروموزوم Xو Y ، و در موش ، فقط روی كروموزوم X ، نزدیك ناحیه مبدایی بازویی بلند كروموزوم Y جای دارد.
آملوژنین ها ( پروتئین های ماتریكس خارج سلولی مینای دندان ) به طور گذرا ، ولی فراوان توسط آمبلوست ها ، طی تكوین دندان بیان می شوند و تشكیل كریستال های مینای دندان را در مراحل ترشحی ، رشد و تكوین تنظیم می كنند. احتمالا محیط هیدروفوبی را آماده می سازند تا رشد كریستال های هیدروكسی آپاتیت كلسیم آغاز گردد.
لوكوس AMGY روی كروموزوم Y مثل لوكوس AMGX و كروموزوم X ، پروتئین كارا بیان می كند، ولی میزان بیان لوكوس AMGY فقط ۱۰ درصد لوكوس AMGX است. توالی اگزونیك آلل های AMGY و AMGX مشابه هستند ، اما در توالی های انترونیك با هم تفاوت دارند. بنابراین ماده ها (X ) دو ژن AMEL یكسان ، اما نرها ( Y ) دو ژن غیر مشابه دارند ، در انترون ۳ ، آلل روی كروموزوم Y ، یك حذف ۱۸۹ باز دارد. به دلیل تفاوت اندازه ژن آملوژنین در كروموزوم های X و Y و همچنین افزایش حساسیت سیستم ، می توان از روش PCR آشیانه ای استفاده كرد.

تعیین جنسیت با استفاده از لوكوس Dyz۱
علاوه بر ژن آملوژنین ، از لوكوس Dyz۱ برای تعیین جنسیت استفاده می شود. این لوكوس ، از چندین هزار كپی واحد تكراری ( به طول ۳۵۶۴ جفت باز ) روی كروموزوم Y تشكیل شده است. مطالعه Dyz۱ لوكوسY بسیار حساس تر و فاقد نوعی كنترل درونی است. ممكن است هومولوگ های اتوزومی خانواده Dyz۱ ، نتایج مثبت كاذب را نشان دهد.

تعیین جنسیت با استفاده از ژن Sry و لوكوس Dzy۱
در این قسمت از روش PCR آشیانه ای چند تایی استفاده می شود كه اجازه تكثیر همزمان به لوكوس DXZ۴ ویژه كروموزوم X و لوكوس Sry ویژه كروموزوم Y می دهد. مشاهده باند ۸۳ باز ( محصول تكثیر لوكوس Sry ) و باند ۱۳۷ جفت باز ( محصول تكثیر لوكوس DYZ۴ ) نشان دهنده جنسیت نر و مشاهده باند ۱۳۷ جفت باز ( محصول تكثیر لوكوس DXZ۴ ) بیانگر جنسیت ماه است.

تعیین جنسیت با استفاده از لوكوس DYZ۱۴
از لوكوس DYZ۱۴ كه منحصرا روی كروموزوم Y قرار دارد ، می توان برای تعیین جنسیت استفاده نمود. از این روش ، بیشتر برای شناسایی جنین نر ، در مادران مشكوك به بیماری های مغلوب وابسته به كروموزوم جنسی X استفاده می شود.

تعیین جنسیت با استفاده از توالی های قمری آلفا آلفوئید
این روش ، ساده ، سریع ، صحیح و با حساسیت بالاست. طی این روش ، از خانواده DNA تكراری كه ویژگی كروموزومی دارد ، استفاده می شود. همانند خانواده قمری آلفا آلفوئید ، كه در نواحی حول سانترومری كلیه كروموزوم ها قرار دارد ، پرایمر های Y۱ وY۲ ، موجب تكثیر تكرارهای آلفوئیدی روی كروموزوم Y و ایجاد قطعه ۱۷۰ جفت بازی ، و پرایمر های X۱ و X۲ ، سبب تكثیر تكرار های ، آلفوئیدی روی كروموزوم X و ایجاد قطعه ۱۳۰ جفت بازی می شود.

تعیین جنسیت با استفاده از ژن پروتئین Zinc finger
این ژن باعث كد شدن پروتئین Zinc finger كه روی هر دو كروموزوم X و Y قرار دارد می شود. پس از تكثیر این ژن باعث و تجزیه و تمایل ( بر روی ژل ) ، قطعات ۳۷ و ۱۷۲ در نمونه ماده در قطعات ۳۸ و ۸۸ و ۱۷۲ جفت باز در نمونه نر مشاهده می شود.

تعیین جنسیت با استفاده از ژن های Sry و abcd۱
در این سیستم ، از سه پرایمر استفاده می شود كه موجب تكثیر قطعه ۴۷۵ جفت باز ژن abcd۱ ، روی كروموزوم X و قطعه ۲۳۱ جفت باز ژن Sry ، روی كروموزوم Y می شود.
منبع: زیست شناسی پزشکی

+ نوشته شده توسط سید علی عباسی در جمعه دوم دی 1390 و ساعت 20:5 |
تئوری کامل زمین تکامل زمین تمام وقایعی را شامل می‌شود که پیش از تبدیل شرایط فیزیکی سطح آن به شرایط فعلی ، یعنی سطحی که بخشی از سنگ و بخشی از آب تشکیل شده و دمای متوسط آن اساسا از روی تشعشعات خورشیدی تعیین گردد، به وقوع پیوست. این شرایط سطحی همان مبنای آغاز زمان زمین شناسی می‌باشد. آغازی که به دنبال آن سطح زمین تحت تاثیر فرآیندهای هوا زدگی و فرسایش قرار گرفت. تکامل زمین هنگامی شروع شد که زمین به صورت یک پیکره مجزا در فضا شکل گرفت. اطلاح درستی از مدت زمان سپریشده در این دوره درست نیست. پوسته زمین سه هزار و هفتصد میلیون سال عمر دارد و عمر زمین به عنوان یک پیکره سیاره‌ای مجزا به 4600 میلیون سال می‌رسد. عقیده بر این است که زمین از همان موادی تشکیل گردید که خورشید و سایر سیارات را بوجود آورند. یکی از شواهد موجود ، بر صحت نظریه تجمع زمین از ذرات جامد دلالت دارد. بدین ترتیب که نه تنها گازهای سبک از فراوانی کمی برخوردار می‌باشند، بلکه گازهای سنگین نیز فراوانی ناچیزی دارند. بر مبنای فرضیه تجمع ، اتمسفر زمین در اثر آزاد شدن گازهایی که در ذرات جامد به صورت ترکیب شیمیایی حضور داشتند، تشکیل شده است. تشکیل هسته زمین ساختار درونی زمین با چینه‌بندی مشخص آن از نظر چگالی ، حکایت از آن دارد که در تاریخ زمین دوره‌ای اولیه وجود داشته است که طی آن گرم شدن زمین باعث ذوب آهن فلزی گردیده و در اثر تجمع گرانشی مذاب آهن ، هسته تشکیل شده است. مرحله پس از تجمع زمین مرحله پس از تجمع زمین ، مرحله گرم شدن عمدتا به وسیله رادیواکتیویته بوده است. تولید حرارت رادیوژن زمین در 405×10 9سال پیش حداقل هفت برابر تولید حرارت امروز بوده است. بخش بزرگی از این حرارت بوسیله @ تولید شده است. در این شرایط ، زمین نسبتا همگن و تفریق نشده ، تقریبا به سرعت گرم شده است. بر این اساس ، دمای زمین ظرف 600 میلیون سال باید در عمقی چند صد کیلومتری ، به دمای ذوب آهن رسیده باشد. در این مرحله ، تغییری در رژیم صورت گرفته و منحنی‌های زمانهای پس از آن ، هنوز مشخص نشده‌اند. با حرکت آهن آزاد که تقریبا یک سوم جرم کل زمین را تشکیل می‌دهد، به طرف مرکز آن ، نظام این سیاره بطور کلی دچار تغییر گردید. بدین ترتیب که ضمن فرو رفتن نامتقارن آهن ، بخشهای سبکتر مواد سیلیکاتی نیز بطور نامتقارنی بالا آمده و دچار ذوب نسبی ، واکنش مواد جامد با مذاب و به دنبال آن تبلور تفکیکی می‌شدند. در این شرایط جای تعجب نخواهد بود که سنگهای قدیمی‌تر از 4×10 9 سال در پوسته زمین ، یافت نشوند، زیرا تشکیل قطعات پوسته‌ای ضخیم و پایدار می‌باید در انتظار می‌ماند تا فعالیت رادیواکتیو در اثر واپاشی عنصر کاهش یافته و بخش اعظم جبه نیز جامد شود. چگونگی تشکیل پوسته عقاید متفاوت بسیاری در این مورد وجود دارد. بر اساس یکی از این عقیده‌ها ، قاره‌های اولیه ، محصول نهایی انجماد پوسته می‌باشند. بر مبنای این نظریه ، فرآیند تفریق در اثر تبلور که قبلا به صورت جدایش پوسته بازالتی از جبه پریدوتیتی صورت گرفته بود، گامی پیشتر برداشته و در اثر آن هسته‌هایی قاره‌ای ، به صورت توده‌های الوار مانند و عمدتا متشکل از کوارتز و فلدسپار (و یا به عبارت دیگر ترکیب شیمیایی گرانیتی و گرانودیوریتی) بوجود آمدند. توزیع نامتقارن قاره‌ها و اقیانوسها احتملا در اثر تولید نامتقارن قطرات بزرگ آهن بوده است. اولین نوع قاره در منطقه‌ای در بالای اولین قطره فرو رونده تشکیل می‌شود و منطقه واقع در قطب مقابل آن نیز به صورت اقیانوس باقی می‌ماند. شواهد موجود حاکی از آن است که تشکیل پوسته پایدار فرآیندی سریع و تمام کننده نبود. فاصله زمانی بین سن زمین و سن قدیمی‌ترین سنگهای آن فاصله قابل توجهی است. ناپایداری شدید پوسته‌ای در این فترت زمانی وجود داشته است. بخشی از هسته‌های قاره‌ای اولیه احتمالا ، دچار ذوب مجدد شده و پیش از اینکه اندازه و ضخامت آنها به حدی برسد که بتوانند در مقابل بلعیده شدن به وسیله لایه مذاب زیرین مقاوت کنند، چندین بار رشد کرده و از بین رفته‌اند. در هر حال ، حدود 3.5x10^9 سال پیش الگوی هسته‌های قاره‌ای و حوضه‌های اقیانوسی احتمالا جایگاه اصلی خود را یافته‌اند. منشا اتمسفر و هیدروسفر رشد زمین از طریق تجمع در ابری متشکل از غبار خورشید ، نمایانگر یک اتمسفر اولیه برون اکسیژن است. این اتمسفر احتمالا ، بیشتر از هیدروژن ، ازت ، بخار آب ، متان و آمونیاک و در صورت کم بودن مقدار هیدروژن احتمالا از دی‌اکسید کربن و ازت تشکیل شده بود. کشش ثقل زمین آنقدر نیست که بتواند گازهای هیدروژن و هلیم را در میدان گرانشی خود حفظ کند، در نتیجه هیدروژن و هلیم موجود نیز به تدریج در فضای بیرونی پخش خواهند شد. تصور بر این است که تکوین اتمسفر اولیه به اتمسفر امروزی که عمدتا از ازت تشکیل شده است، با از هم‌پاشی فتوشیمیایی بخار آب به وسیله تشعشعات خورشیدی آغاز گردیده و به موجب آن اکسیژن آزاد ، تولید شده است. پس از تشکیل اکسیژن ، گاز متان موجود ، اکسید شده و تبدیل به دی‌اکسید کربن و آب می‌شود. واکنشهای فتوشیمیایی دیگر ، باعث تولید ترکیبات پیچیده‌تر آلی شده و در نهایت منجر به ایجاد سیستمهای تولید مثل کننده ، یا به عبارت دیگر ماده زنده شده‌اند. قدیمی‌ترین سنگهای رسوبی اکثرا از کنگلومراها ، ماسه سنگها و شیلها تشکیل یافته و دارای سیماهایی هستند که نشان می‌دهد شرایط اتمسفر و هیدروسفر با شرایط امروزی تفاوت بسیاری داشته است. آغاز حیات مساله منشا حیات و چگونگی ظهور جانداران در روی کره زمین در زمره مسائلی است که از قدیم‌ترین اعصار مورد توجه انسانها بوده و امروزه نیز به عنوان یک سوال زنده برای اذهان انسانها مطرح است. در طول تاریخ اندیشه بشر نظریه‌های گوناگونی در این باره ارائه شده است. نحوه نگرش و قضاوت انسانها روی این دو نکته تاثیر اساسی در شکل‌گیری نظریه‌های مرتبط با منشا حیات دارد. حیات پدیده یا خصلتی نیست که به یکسان روی تمام هستی مادی توزیع شده باشد و یا به تعبیر دیگر در همه اشیا ، یعنی تمام تجمعهای ماده تظاهر کند. تنها بخشی از اشیاء جهان زنده‌اند و بین زنده‌ها و غیر زنده‌ها حالات بینابین یا حد واسط وجود ندارد. کالبد جانداران از یک سری عناصر و مواد تشکیل می‌یابد که در محیط غیر زنده نیز وجود دارند. فرضیه پیدایش خودبخودی منظور از پیدایش دفعی یا خلق‌الساعه حیات آن است که موجودات زنده می‌توانند به صورت یکباره یا دفعتا از محیط غیر زنده نشات بگیرند. این فرضیه در یونان قدیم رواج گسترده داشته، ارسطو فیلسوف و دانشمند برجسته قرن سوم قبل از میلاد از معتقدین این نظریه بوده است. در میان ملل اروپایی تا اواخر قرن 18 نه تنها در میان عوام بلکه دانشمندان ، معتقدین به این نظریه اکثریت قاطع داشتند. دلیل اصلی روی آوردن مردم به این نظریه آن بوده که در برخی از موارد موجودات زنده به صورت یکباره در محیطهایی ظاهر می‌شدند که قبلا موجود زنده در آنها حضور نداشته مانند پیدایش کرم در آبهای راکد و لجن‌زارها ، ظهور حشرات در روی شاخ و برگ درختان قبل از فرا رسیدن بهار ، پیدایش کرم در فضولات و اجساد حیوانات و .... معتقدین به نظریه پیدایش خلق‌الساعه باور دارند که حیات به دلیل تاثیر علل یا در نتیجه وجود شرایط خاص پدیدار می‌شود نه اینکه منکر تاثیر علل یا معتقد به بی‌نیازی از شرایط و احوال خاص باشند. فرضیه ازلی بودن حیات این دیگر به صورت همزمان از طرف پاستور دانشمند فرانسوی و ورنادسکی دانشمند میکروبیولوژیست روسی در اواخر قرن 19 ارائه شده و علت روی آوردن به این دیدگاه رد فرضیه قبلی است. نتیجه طبیعی این نحو نگرش درباره جانداران آن است که باید پذیرفت جانداران یا حیات همیشه وجود داشته و به عبارت دیگر نقطه پدید آمدن ندارد. مفهوم واضح‌تر این دیدگاه آن است حیات پدیده‌ای نیست که نقطه مشخصی برای شروع داشته باشد بلکه پدیده‌ای است که از نظر زمانی بی‌آغاز یا ازلی است. از جمله ایرادهایی که بر این نظریه وارد می‌شوند این است که اولا کره زمین یا مهد حیاتی که ما می‌شناسیم ازلی نیست بلکه خود زمین در یک مقطع زمانی پدید آمده است. ثانیا اگر به فرض کره زمین نیز ازلی بوده باشد شرایط کره زمین بالاخص در اولین دوره های شکل‌گیری به دلیل داشتن حرارت بسیار زیاد ، مناسب برای بقای جانداران نبوده‌اند. توجه به این نکات موجب ارائه فرضیه‌های دیگر شده است. دیدگاه انتقال کیهانی انسانها از دیر باز متوجه بوده‌اند که گاه و بی‌گاه سنگهایی که به احتمال قوی از متلاشی شدن کرات دیگر حاصل شده‌اند از اتمسفر زمین می‌گذرند و بر روی سطح زمین سقوط می‌کنند. ملاحظه این مطلب ذهن برخی از انسانها را متوجه این احتمال نموده که ممکن است اولین موجودات زنده در روی این قبیل سنگها و یا در داخل شکافهای آنها به کره زمین منتقل شده باشد. از سوی دیگر در اواخر قرن 19 متخصصان فیزیک به مساله ورود ذرات یونیزه از فضای کیهانی به طرف اتمسفر زمین پی بردند. برخی از آنها و از جمله آرنیوس فیزیکدان سوئدی این احتمال را مطرح کردند که ممکن است تخم و جوانه جانداران به دلیل اخذ حالت یونیزاسیون و همانند ذرات یونیزه به طرف کره زمین هدایت شده باشد. ایراد اساسی که بر فرضیه انتقال کیهانی وارد می‌شود این است که اگر این دیدگاه به فرض محال نیز درست باشد، سوال این است که حیات در کره مبدا چگونه پیدا شده است؟ به بیان ساده‌تر فرضیه انتقال کیهانی مساله پیدایش حیات را پاسخ نمی‌دهد بلکه در نهایت امر این سوال را به کره دیگری حواله می‌نماید. فرضیه پیدایش تدریجی حیات این فرضیه از طرف یک دانشمند به تنهایی ارائه نشده است بلکه عده‌ای از زیست شناسان از حدود 80 سال پیش بخشهای مختلف این نظریه را مطرح کردند. ارکان اصلی این فرضیه به قرار زیر است. موجودات زنده به صورت یکباره از محیط منشا نگرفته‌اند، بلکه پیدایش حیات در طی مراحل متعدد صورت گرفته است. برای ظهور حیات ، تنها پیدایش آرایش مطلوب در عناصر کافی نبوده در نتیجه منشا مادی دارد. انرژی لازم یا صورتهای مختلف انرژی برای برهم زدن آرایش ماده غیر زنده و ایجاد آرایش مقتضی برای ظهور حیات در روی زمین فراهم بوده است. تکامل شیمیایی منظومه شمسی در حدود 10 میلیارد سال پیش به صورت گوی چرخنده بسیار گرم مرکب از گازهای اتمی بوجود آمده است. خورشید هنگامی تشکیل شد بیشتر این گازها که در میان آنها اتمهای هیدروژن فزونی داشتند به سوی مرکز گوی کشانده و متراکم شدند. زمین در حدود 4.5 تا 5 سال پیش بوجود آمد و در آغاز به صورت توده تابنده‌ای از هیدروژن و دیگر عنصرهای آزاد بود. با گذشت زمان این گازهای سطحی باهم ترکیب شده و چند ماده مرکب را بوجود آوردند که عبارت بودند از: آب ، متان ، آمونیاک ، دی‌اکسید کربن ، اسید سیانیدریک و مولکولهای هیدروژن. سرانجام دمای لایه‌های بیرونی زمین به آن اندازه کاهش یافت که بعضی از گازها توانستند به مایع تبدیل شوند و بعضی از مایعات به جامد تبدیل شدند. سرانجام دمای زمین به درجه ای پایین آمد که برای بقای موجودات زنده مناسب بود. اما نخستین موجود زنده از کجا بر زمین آمد؟ ممکن است که مواد غیر آلی ساده تحت تاثیر انرژی تخلیه‌های الکتریکی اتمسفر و نیز انرژی تابشهای خورشیدی ترکیبات آلی گوناگونی را بوجود آورده باشند که در دریاهای اولیه جمع شدند. در نقطه‌ای از جریان تکامل شیمیایی ، ممکن است که تکامل زیست شناختی آغاز شده باشد. تکامل زیست شناختی اگر حیات از این راه بر زمین آغاز شده باشد پس قبول اینکه رویدادهای حساس پیدایش سلول در پهنه اقیانوس به وقوع نپیوسته بلکه در امتداد سواحل اقیانوسهای اولیه رخ داده‌اند. ذرات ماسه و گل رس سواحل ، سطوحی فراهم آورده‌اند که مولکولهای موجود در آب اقیانوس توانسته‌اند روی آنها بهم بچسبد و تبخیر آب تراکم اینگونه مولکولها را افزایش داده است. حفره‌های میکروسکوپی ماسه محتوی مواد آلی ساده متراکم می‌توانستند زادگاههای نخستین سلولها بوده باشند. نخستین سلولها از مواد موجود بر سطح یا نزدیک به سطح سیاره زمین به صورتی خودبخودی پدید آمده باشند. ولی آیا نخستین سلولها بر این سیاره پدید آمده است؟ بر اساس تحقیقات نظری بعضی از دانشمندان ، حیات در جای دیگر بوجود آمده و سپس سیاره زمین را که به اندازه کافی سرد شده بود اشغال کرده است. نخستین سلولها با هر خاستگاهی که داشته باشند به صورت جانداران جدیدی تکامل یافتند و شاید جالب‌ترین نمود آنها هم همین باشد، یعنی با سر آغازی چنان کوچک توانستند صاحب سرانجامی چنین بزرگ شوند. تکامل همواره مهمترین نشان ماده زنده بوده است. و امروزه نیز این ماده زنده مدام در حال تکوین و تغییر است و هیچ گاه پایان نمی‌یابد. مگر وقتی که آخرین جرقه‌اش خاموش شود. آغاز حیات از دیدگاه قرآن در سوره مبارکه سجده آیه‏ای است که می‏رساند همان طوری که آدم ابوالبشر با نفخه الهی بوجود آمد، همه افراد بشر با همان امداد و همان افاضه که‏ اسمش در تفسیر قرآن نفخه است بوجود می‏آیند. می‏فرماید: خدایی که هر چه آفرید، نیکو آفرید. آغاز خلقت انسان را از گل قرار داد، بعد نسل او را از خلاصه و شیره کشیده آب پست قرار داده است، سپس آن نسل را تعدیل کرد و از روح خویش در آن دمید و برای شما گوش و چشمها و دلها قرار داد. اما کم سپاسگزاری می‏کنید. در آیه دیگر در سوره اعراف می‏فرماید: شما را آفریدیم، بعد صورت بخشیدیم، بعد امر کردیم‏ فرشتگان را برای شما خضوع کنند و فقط شیطان ابا کرد. آن کس که گفته شد برای او خضوع کنید همان است که در آیات دیگر نسبت نفخ روح را به او داده است.

منبع:http://gilane-ma1.blogfa.com/post-445.aspx

+ نوشته شده توسط سید علی عباسی در سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 و ساعت 22:39 |

درون هموگلوبین یک هم Heam وجود دارد که د رحقیقت یک حلقه پروتوپورفینی است (که البته این حلقه به جز هموگلوبین در سیتوکرومها و میوگلوبین هم وجود دارد).زمانی که RBC متلاشی و هموگلوبین آزاد می شود این حلقه که در Hb وجود دارد آزاد می شود و بعد از تغییراتی تبدیل به بیلی روبین می شود.این رنگیزه حلالیت کمی در آب دارد و در چربی خیلی راحت حل می شود بنابراین اگر به نسج ها و بافتهایی که چربی در آنها زیاد است مثل اعصاب محیطی برود آنجا رسوب می کند ، پس به این دلیل (قابلیت حل در چربی ) یک ماده سمی محسوب می شود.
بدن باید با مکانیسم مشخصی سم زدایی کند یعنی به نحوی آن را دفع کند.وظیفه سم زدایی بیلی روبین به عهده کبد است یعنی بیلی روبین تولید شده باید به کبد منتقل شود.پس این بیلی روبین نباید رها باشد و توسط پروتئینی به نام آلبومین گرفته می شود و رسوب نمی کند.این پروتئین آنرا به کبد منتقل می برد.در کبد برای اینکه بیلی روبین براحتی دفع شود لازم است تا به ترکیبی تبدیل شود که در آب محلول باشد یعنی باید بصورت نمک بیلی روبین درآید.پس در کبد تبدیل به گلوکوروییدبیلی روبین (نمک بیلی روبین یا همان بیلی روبین کنژوگه) می شود.بیلی روبین برای تبدیل شدن به نمک با یک اسید که اینجا اسید گلوکورونیل است ترکیب شده (با یک ریشه از این اسید، البته برخی از بیلی روبین ها 2 ریشه می گیرند) و تبدیل به نمک بیلی روبین می شود.وقتی این صفت را پیدا کرد براحتی دفع می شود (اگر هم به خون برگردد به راحتی از کلیه دفع می شود) .در این حالت بیلی روبین از صفرا به روده ریخته می شود.آنزیمی که این واکنش را کاتالیز می کند آنزیم       UDP-Glucoronyl Transferase (یوریدیل دی فسفات-گلوکورونیل ترانسفراز) است.پس کارخانه نمک سازی توسط این آنزیم اداره می شود.
بنابراین بیلی روبین غیرمحلول قبل از کبد است و بیلی روبین محلول بعد از کبد.
نمک بیلی روبین در روده ، توسط فلور طبیعی روده به اوروبیلینوژن تبدیل شده و از طریق ادرار دفع می شود.
افزایش بیلی روبین را هایپربیلیروبینیا می گویند.دسته بندی به شکلهای مختلف است:
1-گاهی برحسب نوع Bill است:مثلا هایپربیلیروبینیای کنژوگه-غیرکنژوگه
2-گاهی برحسب محل ضایعه در این زنجیره است:یرقا قبل از کبد ، یرقان کبدی ، یرقان بعد از کبد.
(در حالت سلامت باید فقط اوروبیلینوژن در ادرار باشد).

هایپربیلی روبینیای قبل از کبد:بیلی روبیتی که در اینجا افزایش می یابد غیرکنژوگه است چون هنوز وارد کبد نشده است و تنها دلیل این بیلی روبین افزایش تولید است یعنی حلقه هم Heam به مقدار زیاد در اختیار این زنجیره قرار بگیرد مثلا در اثر همولیز که به دلایل مختلف رخ می دهد مثل ترومای نسجی، ورزش سنگین، فاوویسم،عقرب گزیدگی،ناسازگاری خونی بین مادر و جنین، ناسازگاری خونی در دریافت خون،بچه ای که تازه متولد شده به علت ترومای نسجی به علت عبور از کانال زایمان.در اینجا کبد سالم است و بعد از کبد هم مشکلی نداریم و صفرا به راحتی وارد روده می شود.همچنین است فردی که دچار لیز عضلانی (دیستروفی) باشد چون مقدار زیادی میوگلوبین آزاد می کند و میوگلوبین تبدیل به بیلی روبین می شود.
در حاتی که گفته شد کبد کارش را درست انجام می دهد و صفرا هم به راحتی به روده ریخته می شود ولی میزان بیلی روبین خارج از حد کبد است.در اینجا بیلی روبین در ادرار دیده نمی شود چون هنوز به فرم محلول در نیامده است.در اینگونه یرقانها اوروبیلینوژن ادرار مثبت و بیلی روبین ادرار منفی است.

هایپربیلیروبینیای کبدی:در رابطه با متابولیسم بیلی روبین در کبد 3 مرحله کار داریم که هر کدام می توانند مختل شده و ایجاد یرقان کبدی کنند.
1-افراد مبتلا به سندرم گیلبرت اشکال اینها این است که آنزیم ترانسفراز کمی دارند یعنی آنزیم را دارند ولی کمتر از افراد طبیعی پس قدرت نمک سازی اینها از افراد طبیعی کمتر است.در بعضی از افراد در سندرم گیلبرت پروسه گرفتن بیلی روبین از آلبومین کند است.اینجا هم بیلی روبین غیرکنژوگه افزایش می باد.این یرقان ، یرقان خوش خیم است و ممکن است فرد متوجه نشود ولی در اثر یک سرماخوردگی (عفونت) حالت یرقانی داشته باشد که با برطرف شدن عارضه،خوب می شود.(دوباره به حالت اول برمی گردد ).
2-سندرم کریگلر-نجار:بازهم اشکال در ترانسفراز است.برخی از افراد آنزیم ترانسفراز را اصلا ندارند و یا اینکه کاهش شدید دارد پس اینجا فرد قادر به نمک سازی نیست و یک یرقان شدید می گیرد .اینجا هم نوع غیرکونژوگه افزایش می باد.در ادرار این افراد بیلی روبین دیده نمی شود.
3-سندرم Rotor و سندرم Dubin-Johnson:در سندرم Rotor مشکل در دفع کنژوگه به صفرا است ، دز نتیجه از بلی روبین های کنژوگه به خون می رود.در اینجا در ادرار بیلی روبین دیده می شود.این دو سندرم سبب افزایش بیلی روبین کنژوگه می شوند.

یرقان بعد از کبدی:بعد از مجرای صفراوی است.هرجا مجاری صفراوی بسته شوند مقداری از بیلی روبین کنژوگه در کبد مانده (ایجاد یرقان می کند) و مقداری از بیلی روبین کنژوگه به خون برمی گردد.اینجا بیلی روبین ادرار مثبت و اوروبیلینوژن منفی است.(چون صفرا انسداد دارد و اصلا ساخته نمی شود).

منبع:آزمایشگاه دکترعصاریان

+ نوشته شده توسط سید علی عباسی در یکشنبه بیستم آذر 1390 و ساعت 19:7 |

آزمایش کامل خون، همان آزمایش معروفی است که تعداد سلول‌های اصلی خون طی آن اندازه‌گیری می‌شود.

آزمایش خون یا CBC یا complete blood count به معنای «شمارش کامل خون» ، یکی از ابتدایی‌ترین و در عین حال اصلی‌ترین آزمایشاتی است که می‌تواند زمینه تشخیص بسیاری از بیماری‌ها را فراهم آورد و از همه مهم تر، بیانگر شرایط کلی و حیاتی بدن است.

برای آشنایی بیشتر با اجزای این آزمایش و فهمیدن اینکه معنی آن چند حرف انگلیسی مثل RBC یا HCT با اعدادی که روبه‌رویشان نوشته می‌شود چیست، می‌توانید مطالب زیر را دنبال کنید.

 

 

RBC یا(Red blood cell )


RBC مخفف سلول‌ قرمز خون است. این سلول‌های قرمز خون یا همان گلبول‌های قرمز، در واقع اصلی‌ترین قسمت خون و عامل رنگ قرمز آن هستند. خود این رنگ قرمز به دلیل وجود ماده‌ای به نام هموگلوبین است که به گلبول‌ قرمز کمک می‌کند تا اصلی‌ترین وظیفه خود یعنی حمل و نقل اکسیژن و دی‌اکسیدکربن را انجام دهد.


به طور خلاصه، گلبول‌های قرمز، اکسیژن را از ریه به بقیه سلول‌های بدن حمل می کنند.

مقادیر طبیعی : بین 4/7 تا 6/1 میلیون در هر میکرو لیتر خون است. این عدد برای خانم‌ها مقداری کمتر و در کودکان مقداری بیشتر است.

چه چیزهایی باعث کاهش RBC می‌شود؟
خون‌ریزی‌های دستگاه گوارش مثل خونریزی معده یا روده، خون‌ریزی‌‌ از محل زخم، سوءتغذیه، کمبود آهن یا کمبود ویتامین B12 ، شکستن سلول‌های خونی یا همولیز آنها در اثر بعضی بیماری‌های خاص مثل فاویسم، بعضی مشکلات ژنتیکی مثل گلبول‌های قرمز داسی شکل ، مشکلات مغز استخوان ، بیماری های کلیوی ، بیماری‌های مزمن، تومورهای سرطانی و بیماری‌های روماتویید (التهاب مفاصل).

چه چیزهایی باعث افزایش RBC می‌شود؟

مقدار بالای گلبول قرمز می‌تواند نشان‌دهنده ظرفیت‌ بالای حمل اکسیژن باشد. در بعضی از ورزشکاران و همچنین هنگام زندگی در ارتفاعات به خاطر کمبود اکسیژن هوا ، RBC افزایش می یابد.

بیماری‌های ریوی یا کلا هر نوع بیماری‌ که هیپوکسی مزمن (کمبود اکسیژن طولانی مدت در بدن) ایجاد می‌کند، مثل بیماری‌ قلبی مادرزادی ، باعث تولید بیشتر RBC می‌شوند.

نکته:

- به طور طبیعی، گلبول قرمز بعد از تولید در مغز استخوان، 120 روز در خون زندگی می‌کند و در آخر عمر خود خرد می‌شود و به عناصر سازنده‌اش تبدیل می‌شود.

- مقدار RBC در طی بارداری به طور طبیعی کمی کمتر نشان داده می‌شود، چون حجم قسمت مایع خون افزایش پیدا می کند.

- عدد RBC در واقع مقدار دقیق گلبول‌های قرمز در 1میلی‌لیتر خون است.

- بسته به آزمایشگاه و نوع کیت مورد استفاده، ممکن است مقیاس شمارش این سلول فرق کند.

- خوردن داروهایی مثل کلرامفنیکل هم باعث کاهش RBC می‌شود.

WBC یا (white blood cell )
این سه حرف مخفف «سلول‌های سفید خون» یا گلبول‌های سفید هستند. اندازه‌گیری مقدار گلبول‌های سفید خون، یکی از روش‌های اصلی برای تعیین وجود عفونت در بدن است، چون این سلول‌ها که جزو سیستم دفاعی بدن هستند، در بیماری‌های عفونی و غیرعفونی واکنش‌های مختلفی از خود نشان می‌دهند.

شمارش WBCها دو جزء دارد: یکی مقدار کلی گلبول‌های سفید در یک میلی‌لیتر خون و دوم شمارش جزء به جزء این سلول‌ها، چون گلبول‌ های سفید خون، پنج نوع مختلف دارند که کم و زیاد شدن هر کدام از این انواع، معنی خاص خود را خواهد داشت(تصویر پایین).

کلمه «diff» که در جلوی CBC نوشته می‌شود، درخواست برای شمارش همین انواع مختلف گلبول‌سفید است.

مقادیر طبیعی : در بزرگسالان و بچه‌های بالاتر از 2 سال مقدار گلبول‌سفید بین 5 تا 10 هزار در هر میلی‌لیتر خون طبیعی است.

محدوده خطر: WBC کمتر از 2500 و بیشتر از 30000 نشان‌دهنده بیماری‌هایی هستند که می‌توانند گاهی خطرناک باشند.

چه چیزهایی باعث کاهش WBC می‌شود؟
لکوپنی یا کاهش گلبول‌سفید به مقادیر کمتر از 4 هزار گفته می‌شود که معمولا در اثر نارسایی مغز استخوان، مسمومیت دارویی ، عفونت بسیار زیاد، سوءتغذیه، بیماری‌های خودایمنی و ایدز به وجود می‌آید. در بسیاری از انواع نارسایی‌های مغز استخوان، مثلا بعد از شیمی‌درمانی،‌ رادیوتراپی و ... هم این مقدار کاهش می‌‌یابد.

چه چیزهایی باعث افزایش WBC می‌شود؟
افزایش گلبول‌سفید، لکوسیتوز نام دارد و به مقادیر بالاتر از 10هزار گفته می‌شود که به طور معمول نشان‌دهنده عفونت، التهاب، تخریب بافت بدن، لوسمی یا سرطان خون است.

ضربه و جراحت، استرس و تب هم مقدار WBC را افزایش می‌دهد.

نکته:

- عمل اصلی گلبو‌ل‌سفید مبارزه با عفونت و حذف عوامل خارجی و مزاحم از بدن است و در مواقع آلرژ‌ی‌ها هم این سلول‌ها مسئول بروز واکنش هستند.

- تغییر هر کدام از انواع WBC معنی خاص خود را دارد و ممکن است نشان‌دهنده عفونت با میکروب (مثل باکتری یا ویروس) و یا حتی استرس باشد.

- فعالیت شدید بدنی و ورزش سنگین هم برای مدتی باعث بالا رفتن تعداد WBC در خون می‌شود. بارداری و زایمان هم این مقدار را افزایش می‌دهند.

تفسير اجزاي آزمايش خون

گلبول هاي قرمز و سفيد خون 

آزمايش کامل خون، همان آزمايش معروفي است که تعداد سلول‌هاي اصلي خون طي آن اندازه‌گيري مي‌شود.

آزمايش خون يا CBC يا complete blood count به معناي «شمارش کامل خون» ، يکي از ابتدايي‌ترين و در عين حال اصلي‌ترين آزمايشاتي است که مي‌تواند زمينه تشخيص بسياري از بيماري‌ها را فراهم آورد و از همه مهم تر، بيانگر شرايط کلي و حياتي بدن است.

RBC يا(Red blood cell )

RBC مخفف سلول‌ قرمز خون است. اين سلول‌هاي قرمز خون يا همان گلبول‌هاي قرمز، در واقع اصلي‌ترين قسمت خون و عامل رنگ قرمز آن هستند. خود اين رنگ قرمز به دليل وجود ماده‌اي به نام هموگلوبين است که به گلبول‌ قرمز کمک مي‌کند تا اصلي‌ترين وظيفه خود يعني حمل و نقل اکسيژن و دي‌اکسيدکربن را انجام دهد.

به طور خلاصه، گلبول‌هاي قرمز، اکسيژن را از ريه به بقيه سلول‌هاي بدن حمل مي کنند.

مقادير طبيعي : بين 4/7 تا 6/1 ميليون در هر ميکرو ليتر خون است. اين عدد براي خانم‌ها مقداري کمتر و در کودکان مقداري بيشتر است.

چه چيزهايي باعث کاهش RBC مي‌شود؟

خون‌ريزي‌هاي دستگاه گوارش مثل خونريزي معده يا روده، خون‌ريزي‌‌ از محل زخم، سوءتغذيه، کمبود آهن يا کمبود ويتامين B12 ، شکستن سلول‌هاي خوني يا هموليز آنها در اثر بعضي بيماري‌هاي خاص مثل فاويسم، بعضي مشکلات ژنتيکي مثل گلبول‌هاي قرمز داسي شکل ، مشکلات مغز استخوان ، بيماري هاي کليوي ، بيماري‌هاي مزمن، تومورهاي سرطاني و بيماري‌هاي روماتوييد (التهاب مفاصل).

چه چيزهايي باعث افزايش RBC مي‌شود؟

مقدار بالاي گلبول قرمز مي‌تواند نشان‌دهنده ظرفيت‌ بالاي حمل اکسيژن باشد. در بعضي از ورزشکاران و همچنين هنگام زندگي در ارتفاعات به خاطر کمبود اکسيژن هوا ، RBC افزايش مي يابد.

بيماري‌هاي ريوي يا کلا هر نوع بيماري‌ که هيپوکسي مزمن (کمبود اکسيژن طولاني مدت در بدن) ايجاد مي‌کند، مثل بيماري‌ قلبي مادرزادي ، باعث توليد بيشتر RBC مي‌شوند.

نکته:

- به طور طبيعي، گلبول قرمز بعد از توليد در مغز استخوان، 120 روز در خون زندگي مي‌کند و در آخر عمر خود خرد مي‌شود و به عناصر سازنده‌اش تبديل مي‌شود.

- مقدار RBC در طي بارداري به طور طبيعي کمي کمتر نشان داده مي‌شود، چون حجم قسمت مايع خون افزايش پيدا مي کند.

- عدد RBC در واقع مقدار دقيق گلبول‌هاي قرمز در 1ميلي‌ليتر خون است.

- بسته به آزمايشگاه و نوع کيت مورد استفاده، ممکن است مقياس شمارش اين سلول فرق کند.

- خوردن داروهايي مثل کلرامفنيکل هم باعث کاهش RBC مي‌شود.

WBC يا (white blood cell )

اين سه حرف مخفف «سلول‌هاي سفيد خون» يا گلبول‌هاي سفيد هستند. اندازه‌گيري مقدار گلبول‌هاي سفيد خون، يکي از روش‌هاي اصلي براي تعيين وجود عفونت در بدن است، چون اين سلول‌ها که جزو سيستم دفاعي بدن هستند، در بيماري‌هاي عفوني و غيرعفوني واکنش‌هاي مختلفي از خود نشان مي‌دهند.

شمارش WBCها دو جزء دارد: يکي مقدار کلي گلبول‌هاي سفيد در يک ميلي‌ليتر خون و دوم شمارش جزء به جزء اين سلول‌ها، چون گلبول‌ هاي سفيد خون، پنج نوع مختلف دارند که کم و زياد شدن هر کدام از اين انواع، معني خاص خود را خواهد داشت(تصوير پايين).

کلمه «diff» که در جلوي CBC نوشته مي‌شود، درخواست براي شمارش همين انواع مختلف گلبول‌سفيد است.

مقادير طبيعي : در بزرگسالان و بچه‌هاي بالاتر از 2 سال مقدار گلبول‌سفيد بين 5 تا 10 هزار در هر ميلي‌ليتر خون طبيعي است.

محدوده خطر: WBC کمتر از 2500 و بيشتر از 30000 نشان‌دهنده بيماري‌هايي هستند که مي‌توانند گاهي خطرناک باشند.

چه چيزهايي باعث کاهش WBC مي‌شود؟

لکوپني يا کاهش گلبول‌سفيد به مقادير کمتر از 4 هزار گفته مي‌شود که معمولا در اثر نارسايي مغز استخوان، مسموميت دارويي ، عفونت بسيار زياد، سوءتغذيه، بيماري‌هاي خودايمني و ايدز به وجود مي‌آيد. در بسياري از انواع نارسايي‌هاي مغز استخوان، مثلا بعد از شيمي‌درماني،‌ راديوتراپي و ... هم اين مقدار کاهش مي‌‌يابد.

چه چيزهايي باعث افزايش WBC مي‌شود؟

افزايش گلبول‌سفيد، لکوسيتوز نام دارد و به مقادير بالاتر از 10هزار گفته مي‌شود که به طور معمول نشان‌دهنده عفونت، التهاب، تخريب بافت بدن، لوسمي يا سرطان خون است.

ضربه و جراحت، استرس و تب هم مقدار WBC را افزايش مي‌دهد.

نکته:

- عمل اصلي گلبو‌ل‌سفيد مبارزه با عفونت و حذف عوامل خارجي و مزاحم از بدن است و در مواقع آلرژ‌ي‌ها هم اين سلول‌ها مسئول بروز واکنش هستند.

- تغيير هر کدام از انواع WBC معني خاص خود را دارد و ممکن است نشان‌دهنده عفونت با ميکروب (مثل باکتري يا ويروس) و يا حتي استرس باشد.

- فعاليت شديد بدني و ورزش سنگين هم براي مدتي باعث بالا رفتن تعداد WBC در خون مي‌شود. بارداري و زايمان هم اين مقدار را افزايش مي‌دهند.

منبع: میکروبیولوژی مسجد سلیمان

+ نوشته شده توسط سید علی عباسی در یکشنبه بیستم آذر 1390 و ساعت 19:1 |
بيلي روبين يك رنگدانه تتراپيرولي است كه از تخريب هِم (heme) هموگلوبين گلبولهاي قرمز مسن خون تو ليد مي شود . درهرروز به ازاي هركيلو گرم وزن بدن تقريباً 4 ميلي گرم از اين ماده توليد مي شود كه قسمت اعظم آن (85- 80 ) درصد از هموگلوبين و بقيه از تخريب سلولهاي ارتيروئيد كه بيش از موعد درمغز استخوان طي روند خونسازي غير مؤثر (ineffectire erythropoiesis) ساخته شده اند و همچنين از تخريب هموپروتئين هاي مختلف مانند سيتوكروم p-450 وسيتوكرومc ايجاد مي شود . عمل تخريب در سلولهاي فاگوسيتي تك هسته اي طحال ، كبد و مغز استخوان صورت مي گيرد.
اولين مرحله د تبديل هم به بيلي روبين ،‌بازشدن اكسيداتيو مولكول هم درپل كربني توسط عمل آنزيم ميكروزمي هم اكسيژناز (heme oxygenase ) مي باشد اين آنزيم براي خود به اكسيژن و NADPH نياز دارد . فرآورده نهايي اين واكنش بيلي وردين، منواكسيد كربن و آهن مي باشد . واكنش دوم ، توسط آنزيم سيتوپلاسمي موسوم به بيلي وردين ردوكتاز (biliverdin reductase)كاتاليز مي شود. در اين واكنش پيوند متيلن مركزي بيلي وردين احياء شده و بيلي روبين توليد مي شود . بيلي روبين توليد شده درسلولهاي رتيكوآندوتليال تقريباً درآب نا محلول است . تين پروتوپورفيرين (tinprotoporphyrin)كه يك متالو- پورفيرين صناعي است، مهاركننده رقابتي قدرتمند هم اكسيژنازمي باشد . سودمندي اين تركيب در كاهش توليد بيلي روبين و پيشگيري از اثر سمي آن در شير خوران مي تواند باشد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سید علی عباسی در یکشنبه بیستم آذر 1390 و ساعت 18:57 |
بیماری صرع یا حملات مکرر تشنج

۸۶۴۸۴۵۳.jpg

تعریف

صرع یک بیماری است که با تشنجات مکرر در یک دوره زمانی خود را نشان می دهد. تشنج به یک حمله ناگهانی در فعالیت الکتریکی مغز اطلاق می شود که می تواند باعث کاهش هوشیاری، حرکات مکرر و انقباضات عضلانی و گاهی اختلالات حس شود. ۲۵% موارد صرع در سنین قبل از ۵ سالگی بروز کرده و ۵۰% موارد آن قبل از ۲۵ سالگی خود را نشان می دهند. و موروثی می باشند که در خانواده های خاصی شیوع بالاتری را دارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سید علی عباسی در یکشنبه بیستم آذر 1390 و ساعت 18:51 |
تَخمیر پدیده‌ای است ناشی از مجموعه فعالیتهای زیستی که در آن ترکیبات آلی دارای مولکولهای بزرگ به ترکیبات دارای مولکولهای کوچک‌تر و ساده‌تر شکسته و تجزیه (کاتابولیسم) شده از فرآیند آن علاوه بر ایجاد ترکیبات آلی ساده‌تر، دی‌اکسیدکربن و انرژی نیز آزاد می‌گردد. با بیان دیگر تخمیر تجزیه ناقص بعضی از متابولیت‌ها (ترکیبات آلی) به ترکیبات ساده‌تر همراه با انرژی توسط عامل تخمیری است.
در گیاهان تخمیر بیولوژیکی تنها تخمیر الکلی نبوده، ممکن است با کمی تخمیر لاکتیک نیز همراه باشد، برخی از سازواره‌های حیاتی (میکروارگانیسم‌ها) مانند قارچ‌های میکروسکوپی نیز قادر به تخمیرهایی مانند تخمیرهای سیتریک و اکسالیک روی قندهای شش کربنی (هگزوزها) و تخمیر استیک روی الکل اتیلیک و غیره هستند. باکتریها عامل انواع دیگری از تخمیر در طبیعت هستند. تخمیر بوتیریک سلولز لاشه برگ‌ها و تجزیه آنها که سبب افزایش ترکیبات آلی خاک می‌شود و همچنین تخمیرهای تعفنی مواد آلی توسط باکتریها صورت می‌گیرد.
تخمیر الکلی
پاستور اولین کسی است که نقش مخمرهای الکلی را نشان داد. بهترین مثال مخمرها، مخمرهای خمیرترش یا مخمر نانوایی است. اگر این مخمرها در محیط کشت گلوکز و در حضور اکسیژن کافی قرار گیرند، به شدت تقسیم شده، اکسیژن جذب کرده، دی‌اکسیدکربن آزاد می‌سازند. بیشترین سرعت واکنشهای ناشی از تنفس و شدت اکسیداسیون گلوکز این مخمرها که از گروه آسکومیست هستند هنگامی است که تنفس هوازی دارند اگر این مخمرها در داخل یک ظرف در بسته کشت داده شوند پس از مصرف اکسیژن محدود و معین داخل ظرف و آزاد ساختن گازکربنیک دیگر قادر به تنفس عادی نبوده، شروع به تخمیر باقی مانده مواد می‌کنند. آغاز تخمیر ایجاد اکسیدکربن همراه با اتانول است و بوی اتانول در این هنگام وقوع عمل تخمیر را در محیط کشت معلوم می‌کند.
C۶H۱۲O۶————>۲C۲H۵OH + ۲CO۲: ∆G = -۳۳ Kcal تخمیر
C۶H۱۲O۶ + ۶O۲————>۶CO۲ + ۶H۲O: ∆G = ۶۸۶ Kcal تنفس
تخمیر همیشه با تشکیل الکل همراه نیست، در تخمیر ترکیبات دیگری مانند گلیسیرول نیز بوجود می‌آیند. پیدایش ترکیبات فرعی غیر از الکل در پدیده تخمیر و حضور این ترکیبات در محیط عمل از نظر ادامه تغییر اهمیت فراوان دارد. رشد مخمرها در شرایط تخمیری (تنفس بی‌هوازی) بسیار کند است، در شرایط تخمیر انرژی آزاد شده از مقدار معینی مواد قندی مانند یک گرم گلوکز محلول، درحدود ۲۱ بار کمتر از حالت تنفس عادی (هوازی است) انرژی حاصل از پدیده تخمیر بیشتر به صورت حرارت تلف می‌شود.
محیط در حال تخمیر نسبت به محیطی که در آن تنفس عادی صورت می‌گیرد بسیار گرم‌تر است. تخمیر الکلی تحت اثر مجموعه در همی‌ از آنزیم‌های درون سلولی به نام (زیماز) صورت می‌گیرد. مجموعه آنزیمی هنگامی که مخمرهای آن زنده باشند بیشترین اثر تخمیری را دارند. بازده تخمیری آنزیم‌ها در خارج از سلول بسیار ضعیف‌تر از آنزیم‌های داخل سلول زنده است. بین اثر طبیعی آنزیم‌ها، نیروی زیستی و ساختار سلولی مخمرها بستگی‌هایی وجود دارد و به اصطلاح تخمیر پدیده‌ای درون سلولی است و آنزیم‌های استخراج شده از مخمرها در خارج از سلول بخش مهمی از قدرت تخمیری خود را از دست می‌دهند.

تخمیر واقعی یا حقیقی
هنگامی در ذخایر قندی یک بافت پیش می‌آید که در شرایط عادی از هوا قرار داشته، در آن تنفس بی هوازی پیش آید. اگر بخشی از یک بافت ذخیره‌ای دارای مواد قندی، مانند قطعاتی از غده چغندر بخش از میان بر میوه‌های آبدار و شیرین مثل انگور را داخل یک ظرف در بسته با مانومتر قرار دهیم، در بافت‌های قطعات مزبور ابتدا تنفس عادی با جذب اکسیژن و دفع دی‌اکسیدکربن صورت می‌گیرد. از آنجا که اکسیدکربن حاصل از تنفس عادی بعدا در داخل شیره واکویلی سلولهای بافت حل می‌شود، فشار داخلی ظرف با جذب اکسیژن موجود به تدریج کم می‌شود وقتی اکسیژن درون ظرف تمام شده به ناچار شرایط بی‌هوازی (تخمیر) پیش آمده، با ازدیاد تدریجی اکسیدکربن و الکل در ظرف، بالا رفتن فشار داخلی آن شروع می‌شود.
تخمیر به‌وسیله خود بافتها و بدون حضور میکروارگانیسم‌ها و مخمرها صورت گرفت. این تخمیر که در کلیه بافتهای گیاهی، میوه‌های سبز مانده در تاریکی و حتی در جلبک‌ها و قارچ‌ها نیز کم و بیش دیده می‌شود تخمیر درون بافتی و عاری از مخمر می‌گویند. تخمیر درون بافتی در بسیاری از دانه‌های جوان مانند نخود که پوسته آن نسبت به اکسیژن تا اندازه‌ای قابل نفوذ است و همچنین در بیشتر میوه‌های آبدار که اکسیژن در بافتهای داخلی آنها معمولاً کم است امری عمومی است.
بویژه اگر مقدار زیادی میوه در یک جا انبار شود، موجبات و شرایط تخمیر در آنها کاملاً فراهم می‌شود. با توجه به مطالب فوق و تخمیر درون بافتی، باید آن را پدیده‌ای عمومی در گیاهان دانست و توجه به این امر که آنزیم‌های تشکیل دهنده زیماز منشا گیاهی دارند، تخمیر را باید امری طبیعی در گیاهان به شمار آورد. پدیده تخمر درون‌بافتی با مرگ یاخته‌های بافت مورد تخمیر معمولاً ارتباط ندارد، اگر بافتهای در حال تخمیر در هوای آزاد قرار داده شوند، تخمیر درونی آنها متوقف شده تنفس عادی مجدداً آغاز می‌شود. تخمیر در گیاهان فقط از نوع الکلی نیست همراه با ایجاد الکل ترکیبات دیگری مانند جوهر لیمو (اسید سیتریک)، اسید مالیک، اسید اکسالیک و اسید تارتاریک نیز کم و بیش بوجود می‌آیند.

شدت تخمیر و اندازه گیری آن
شدت تخمیر را با قرار دادن اندام دارای ذخیره قندی مانند دانه‌ها، غده‌ها و یا میوه‌ها در یک محیط فاقد اکسیژن و دارای ازت می‌توان به دقت اندازه گرفت و برای این سنجش از روش اندازه گیری دی‌اکسیدکربن آزاد شده نیز می‌توان استفاده کرد. ولی چون واکنشهای دیگر هم‌زمان با تخمیر می‌توانند CO۲ متصاعد کنند این روش ممکن است دقیق نباشد. بنابراین اندازه گیری مقدار الکل تولید شده از تخمیر معمولاً بهتر می‌تواند معرف و تعیین کننده شدت تخمیر باشد. مقدار الکل حاصل از تخمیر در واحد زمان در یک ترکیب قندی تقریباً معادل همان نسبتی است که از اندازه گیری شدت تنفس به دست می‌آید.

ساز و کار تخمیر
سازوکار تخمیر الکلی تقریباً مشابه سازوکار (مکانیسم) تنفس عادی است و در بیشتر پیامدهای واکنشی، همانند هم هستند. برای مطالعه مکانیسم تخمیر، به واکنشهای تخمیر الکلی می‌پردازیم. تخمیر الکلی فقط روی گلوسیدها صورت گرفته، خود شامل دو مرحله است:
مرحله اول انتهای پیامدهای واکنشی که حالت زنجیره‌ای دارند، همان مسیر EMP یا گلیکولیز است که به تشکیل اسید پیروویک ختم می‌شود.
مرحله دوم با تجزیه اسید پیروویک که خود سرآغاز پیامدهای واکنشی جداگانه‌ای است که به هیچ وجه ادامه یا بخشی از مسیر گلیکولیز نیست شروع می‌شود. اسید پیروویک با آنکه در آخر مسیر گلیکولیز و پایان تمام پیامدهای زنجیره‌ای آن مانند هگزوزها، تری اوزها و همه اوزهای شکسته و تخریب یافته قرار دارد خود از گلوسیدها به شمار نمی‌آید. شروع تخمیر الکلی از راه گلیکولیز با استالویید است. استالویید را می‌توان به‌وسیله سولفیت سدیم از عصاره‌های تخمیری به صورت بی‌سولفیت جدا و استخراج نمود. در تخمیر الکلی به ازای مصرف هر مول گلوکز دو مول NADPH۲ دو مول ATP و دو مول اسید پیروویک حاصل می‌شود.
در دومین مرحله تخمیر که تبدیل اسیدپیروویک به الکل اتیلیک است N ADH۲ حاصل از مسیر گلیکولیز مصرف و تبدیل شده، از تمام واکنشها فقط دومول ATP که حاصل از فسفریلاسیون‌های وابسته به متابولیتهای این مرحله است باقی خواهد ماند واکنش کلی تبدیل گلوکز به الکل اتیلیک بطور خلاصه عبارت است از:

C۶H۱۲O۶۲CH۳CH۲OH+۲CO۲ + ۲ATP
بازده نظری تخمیر در حدود ۴۴% و کمی بیش از بازده تنفس است. تجزیه گلوکز در واکنشهای تخمیری ناقص بوده از آن فقط ۲ مول ATP حاصل می‌شود. در فرآیندهای تنفس تجزیه گلوکز بطور کامل صورت گرفته، ۳۶ مول ATP از آن نتیجه می‌شود.

منبع :پزشکان بدون مرز

+ نوشته شده توسط سید علی عباسی در جمعه سی ام اردیبهشت 1390 و ساعت 18:31 |
دانش آموزان پایه اول برای مشاهده پاسخ فعالیتها و پرسش های کتاب علوم زیستی و یهداشت روی ادامه مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سید علی عباسی در شنبه هفدهم اردیبهشت 1390 و ساعت 9:54 |