حشر حیوانات

همان طور که می دانیم، روح فناناپذیر است؛ چون روح خدایی است و برای حشر و نشر روز قیامت باید برانگیخته شود و به همین علت، جاودانی است. حال سوءال این است که اگر روح حیوانات هم فناناپذیر باشد و در آن نابودی و فنا راه نداشته باشد، آیا روح حیوانات در آن دنیا محشور می شود و حساب و کتاب دارد یا با از بین رفتن جسم، از بین می رود؟

سوءال شما را از دو دیدگاه می توان پاسخ گفت؛ یکی دیدگاه تفسیری و کلامی و دیگری فلسفی. ما در پاسخ شما، دیدگاه تفسیری و کلامی را مطرح می کنیم و دیدگاه فلسفی را به آینده موکول می کنیم.

در قرآن دو آیه است که مستقیماًبه مسئله حشر حیوانات اشاره دارد:

1. «و ما من دابة فی الارض ولا طائر یطیر بجناحیه الا امم أمثالکم ما فرّطنا فی الکتاب من شی ء ثمّ الی ربّهم یحشرون؛ هیچ جنبنده ای در زمین و هیچ پرنده ای که با دو بال خود پرواز می کند، نیست؛ مگر این که امت هایی همانند شمایند. ما هیچ چیز را در این کتاب فروگذار نکردیم؛ سپس همگی به سوی پروردگارشان محشور می شوند».1 «دابه هر جنبنده ای را که بر روی زمین بجنبد، گویند و در قرآن کریم، به تمام جنبده ها اعم از انسان و حیوانات اطلاق شده است و هرگاه در برابر انسان آمده ـ مثل این آیه ـ به معنای حیوانات است».2 امت، جماعتی را می گویند که در هدفی یگانه اشتراک داشته باشند. حشر نیز به معنای کوچ دادن جمعی از جایی به جای دیگر است».3

2.«و اذا الوحوش حشرت؛ هنگامی که حیوانات وحشی محشور می شوند».4

در قرآن، به حشر انسان و حیوانات اشاره شده، اما در مقابل، برای موجودات دیگری، چون آسمان، زمین، ماه، سنگ و خلاصه موجودات بی جان و غیر ذی شعور، از واژه «حشر» استفاده نشده است و این نشانه دقت خاص قرآن در این موضوع است که انسان و حیوانات ـ جانداران و موجودات ذی شعور ـ را در یک طرف قرار داده و برای آنها از واژه «حشر» استفاده کرده و موجودات غیر جاندار را نیز در طرف دیگر قرار داده و از این لفظ برای آنها استفاده نکرده است. پرسش مهم این است که ملاک حشر در انسان چیست؟ اگر ما ملاک حشر در انسان را دریابیم، می توانیم درباره حیوانات واضح تر بحث کنیم.

مقصد و مقصود انسان، حشر او به سوی پروردگار جهانیان است و نه زندگی کوتاه در این دنیا. امت بودن انسان، هدفدار بودن است و این هدف داری، در سایه حشر او به سوی خدا حاصل می شود. مرگ، هجرت از خانه نابودی به خانه جاودانگی است و مقصد و مقصود انسان نیز دیدار خدای سبحان است که با حشر تأمین می شود. از این جا ثابت می شود که انسان روحی فناناپذیر دارد که به سوی پروردگار محشور می شود.

انسان دارای ادراکات متعدد و گرایش های متنوع است؛ به دلیل همین بینش ها و گرایش های خیر و شر را تشخیص می دهد؛ تکلیف دارد؛ با اراده و اختیار خود، به یکی از دو راه «نیکی و عدالت» یا «گمراهی و زشتی و ظلم» می رود و هر کدام را که انتخاب کرد، به مقصد و مقصود خود می رسد؛ یا به لقای رحمت و برکت ـ که نمود و نماد آن بهشت پرنعمت و رضوان خداوند است ـ می رسد و یا به لقای غضب و سَخَت الهی ـ که نمود و نماد آن دوزخ پرزحمت است ـ نایل می شود.

در قرآن، آیات متعددی وجود دارد که نشان می دهد حیوانات هم شعور و ادراک دارند. برخی از این آیات عبارت است از:

1.«و قال یا ایها الناس علمنا منطق الطیر5؛ و (سلیمان نبی) گفت: ای مردم! به ما زبان پرندگان را آموزش داده اند». این آیه اشاره دارد که پرندگان سخن و نطق دارند و نطق و سخن و زبان، بدون اندیشه و ادراک امکان پذیر نیست.

2.«قالت نملة یا ایها النمل ادخلوا مساکنکم لا یحطمنّکم سلیمان و جنوده و هم لایشعرون 6؛ مورچه ای گفت: ای مورچگان! به خانه های خود وارد شوید تا سلیمان و سپاهیانش نادانسته شما را پایمال نکنند». این آیه آشکارا نشان می دهد که مورچه، سلیمان و سپاهیانش را می شناسد و هر شناختی مسبوق به اندیشه و ادراک است.

3.قرآن از زبان هدهد ـ پرنده ای که در محضر حضرت سلیمان است ـ چنین نقل می کند:

گفت: من به چیزی که تو از آن خبر نداری، آگاه شده و از سرزمین سبأ به طور یقینی خبری آورده ام. من زنی را یافتم که بر مردم حکومت می کرد و به او هر گونه نعمتی عطا شده بود و او دارای تختی بزرگ بود. من آن زن و قومش را یافتم که خدا را از یاد برده اند و خورشید را پرستش می کنند و شیطان رفتار زشتشان را برایشان زینت داده است و آنها را از راه خدا باز داشته است تا هرگز به راه حق هدایت نشوند.7این سخنان، نشانه ادراک بالای اوست و تنها موجودی با درک و شعور بالا می تواند با مشاهده یک ملت، اوضاع اجتماعی و دینی آن را چنین روشن گزارش کند.

4. هدهد سپس برای اثبات توحید و نفی شرک، به استدلال روی می آورد. وی با تحلیل روان شناسانه، ساختار فکری و رفتارشان را تحلیل کرد و سلطه شیطان را بر آنان باز گفت. این امر نشان می دهد که وی از نظر عقلی و استدلالات کلامی و فلسفی نیز سطح ادراک خوبی دارد. در استدلال او آمده است: «چرا آنها خداوندی را که هر پنهانی را در آسمان ها و زمین ظاهر می کند و به نهان و آشکار آگاه است، سجده نمی کنند؛ خداوندی که معبودی جز او نیست و او پروردگار عرش عظیم است». برهان هدهد، برهانی است که اکثر انسان ها از تبیین و بیان آن عاجزند. او تحت تعلیم سلیمان نبی، به مقامی رسید که توانست چنین برهان عمیقی را تبیین کند.

5. «الم تر انّ الله یسبح له من فی السموات و الارض و الطیر صافّات کل قد علم صلاته و تسبیحه و الله علیم بما یفعلون؛8 مگر نمی بینی که هر کس در آسمان ها و زمین است تا پرندگانی که در آسمان پر می گشایند، خداوند را تسبیح می کنند و همه آنها به تسبیح و نماز خود آگاهند و خداوند به هر چه می کنند، آگاه است». این آیه شریف به چند مطلب اشاره دارد:

الف) هر موجود جاندار و ذی شعوری که در زمین و آسمان است، حتی پرندگان، خداوند متعال را تسبیح می کنند و برای او نماز می گذارند. «من» به موجودات جاندار و ذی شعور اشاره دارد.

ب) آنها به تسبیح و نماز خود علم دارند. این بخش آیه، پاسخ به این توهم است که آنها از روی غریزه خداوند سبحان را تسبیح می کنند و نماز می گزارند. برخی معتقدند که تمام کارهای حیوانات غریزی است؛ از آن چه می کنند، خبر ندارند و همه رفتارشان بدون ادراک و علم است. آیه تصریح دارد که آنها به تسبیح و نماز خود علم دارند و چون علم دارند، کارشان غریزی نیست.

ج) هر کس چون پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ دارای علم شهودی و قلبی باشد، تسبیح و نماز آنها را می بیند.

د) خداوند متعال به رفتار آنها علم دارد.

با جمع بندی آیات بالا، چند مطلب روشن می شود:

1. حیوانات اهل تسبیح و نمازند و این تسبیح و نمازگزاری، آگاهانه است.

2. حیوانات از ادراک حسی و ادراک عقلی و توان درک معارف عقلی برخوردارند و تعلیم و تربیت می پذیرند؛ چنان که سگ شکاری، در سایه تعلیم و تربیت، در حالی که گرسنه است، گوشت شکار را بی هیچ چشم داشتی به دندان می کشد و به شکارچی تحویل می دهد و اگر قرار بود بر اساس غریزه کار کند، باید شکار را می خورد؛ اما او امانت داری و عدم خیانت در امانت را آموخته، طبق آن عمل می کند؛ به عبارت دیگر، او خوب و بد را ادراک کرده، می داند خیانت در امانت، ستم در حق مربی و صاحبش می باشد و به سوی خوبی گرایش نشان داده است.

3. حیوانات، ادراک و گرایش هایی دارند و به وسیله این ادراکات، برای خود جلب منفعت و دفع ضرر می کنند و با اراده خود به سمت آن چه برای خود خیر می پندارند، می روند. رفتار حیوانات در مواقع شکار، خطر، جفت گیری و زندگی اجتماعی، نشانه ادراک و هدف مندی و رفتار بر اساس اراده و برای جلب منفعت و دفع ضرر است که زیست شناسان به برخی از اسرار آن پی برده اند.

4. هر موجودی که ادراک خوب و بد دارد، یقیناً عدالت و ظلم را نیز تشخیص می دهد؛ زیرا از مصادیق بارز خیر و شر، عدل و ظلم است و شناخت خیر و شر و عدل و ظلم، مقدمه رفتار است.

5. حیوانات، شعور و اختیار دارند؛ البته سطح شعور و اختیار آنها به سطح انسان نمی رسد؛ اما همان مقدار شعور، ادراک، اختیار و اراده، سبب می شود که دارای تکلیف9 باشند و بر اساس همان تکلیف، تسبیح حق بگویند و نماز بگزارند.

6. آنها همانند انسان، هدف، مقصود و مقصدی دارند.

7. هدف، مقصود و مقصد حیوانات، حشر به سوی خداوند متعال است و چرا چنین نباشد؟ موجودی که چنین کمالات، بینش و گرایشی دارد، اگر با مردن نابود شود، در حقیقت موجودی عاطل و باطل است و آفرینشی عبث و بیهوده دارد؛ زیرا با مرگ همه این کمالات نابود شده است. این کمالات، اموری وجودی و مجردند و تنها روح مجرد می تواند دارای چنین کمالاتی باشد. پس حیوانات روح مجرد دارند و با مرگ نابود نمی شوند و تا قیامت باقی اند و به سوی پروردگار جهانیان محشور می شوند و این حشر، هدف، مقصود، و مقصد آنهاست. آیه «ثم الی ربهّم یحشرون» دلالت دارد که حیوانات مانند انسان دارای روحی فناناپذیرند و به سوی خداوند محشور می شوند و در قیامت جمع می شوند و بنابراین بر اساس رفتارشان حکم می شود.10

همان طور که می دانیم، روح فناناپذیر است؛ چون روح خدایی است و برای حشر و نشر روز قیامت باید برانگیخته شود و به همین علت، جاودانی است. حال سوءال این است که اگر روح حیوانات هم فناناپذیر باشد و در آن نابودی و فنا راه نداشته باشد، آیا روح حیوانات در آن دنیا محشور می شود و حساب و کتاب دارد یا با از بین رفتن جسم، از بین می رود؟

سوءال شما را از دو دیدگاه می توان پاسخ گفت؛ یکی دیدگاه تفسیری و کلامی و دیگری فلسفی. ما در پاسخ شما، دیدگاه تفسیری و کلامی را مطرح می کنیم و دیدگاه فلسفی را به آینده موکول می کنیم.

در قرآن دو آیه است که مستقیماًبه مسئله حشر حیوانات اشاره دارد:

1. «و ما من دابة فی الارض ولا طائر یطیر بجناحیه الا امم أمثالکم ما فرّطنا فی الکتاب من شی ء ثمّ الی ربّهم یحشرون؛ هیچ جنبنده ای در زمین و هیچ پرنده ای که با دو بال خود پرواز می کند، نیست؛ مگر این که امت هایی همانند شمایند. ما هیچ چیز را در این کتاب فروگذار نکردیم؛ سپس همگی به سوی پروردگارشان محشور می شوند».1 «دابه هر جنبنده ای را که بر روی زمین بجنبد، گویند و در قرآن کریم، به تمام جنبده ها اعم از انسان و حیوانات اطلاق شده است و هرگاه در برابر انسان آمده ـ مثل این آیه ـ به معنای حیوانات است».2 امت، جماعتی را می گویند که در هدفی یگانه اشتراک داشته باشند. حشر نیز به معنای کوچ دادن جمعی از جایی به جای دیگر است».3

2.«و اذا الوحوش حشرت؛ هنگامی که حیوانات وحشی محشور می شوند».4

در قرآن، به حشر انسان و حیوانات اشاره شده، اما در مقابل، برای موجودات دیگری، چون آسمان، زمین، ماه، سنگ و خلاصه موجودات بی جان و غیر ذی شعور، از واژه «حشر» استفاده نشده است و این نشانه دقت خاص قرآن در این موضوع است که انسان و حیوانات ـ جانداران و موجودات ذی شعور ـ را در یک طرف قرار داده و برای آنها از واژه «حشر» استفاده کرده و موجودات غیر جاندار را نیز در طرف دیگر قرار داده و از این لفظ برای آنها استفاده نکرده است. پرسش مهم این است که ملاک حشر در انسان چیست؟ اگر ما ملاک حشر در انسان را دریابیم، می توانیم درباره حیوانات واضح تر بحث کنیم.

مقصد و مقصود انسان، حشر او به سوی پروردگار جهانیان است و نه زندگی کوتاه در این دنیا. امت بودن انسان، هدفدار بودن است و این هدف داری، در سایه حشر او به سوی خدا حاصل می شود. مرگ، هجرت از خانه نابودی به خانه جاودانگی است و مقصد و مقصود انسان نیز دیدار خدای سبحان است که با حشر تأمین می شود. از این جا ثابت می شود که انسان روحی فناناپذیر دارد که به سوی پروردگار محشور می شود.

انسان دارای ادراکات متعدد و گرایش های متنوع است؛ به دلیل همین بینش ها و گرایش های خیر و شر را تشخیص می دهد؛ تکلیف دارد؛ با اراده و اختیار خود، به یکی از دو راه «نیکی و عدالت» یا «گمراهی و زشتی و ظلم» می رود و هر کدام را که انتخاب کرد، به مقصد و مقصود خود می رسد؛ یا به لقای رحمت و برکت ـ که نمود و نماد آن بهشت پرنعمت و رضوان خداوند است ـ می رسد و یا به لقای غضب و سَخَت الهی ـ که نمود و نماد آن دوزخ پرزحمت است ـ نایل می شود.

در قرآن، آیات متعددی وجود دارد که نشان می دهد حیوانات هم شعور و ادراک دارند. برخی از این آیات عبارت است از:

1.«و قال یا ایها الناس علمنا منطق الطیر5؛ و (سلیمان نبی) گفت: ای مردم! به ما زبان پرندگان را آموزش داده اند». این آیه اشاره دارد که پرندگان سخن و نطق دارند و نطق و سخن و زبان، بدون اندیشه و ادراک امکان پذیر نیست.

2.«قالت نملة یا ایها النمل ادخلوا مساکنکم لا یحطمنّکم سلیمان و جنوده و هم لایشعرون 6؛ مورچه ای گفت: ای مورچگان! به خانه های خود وارد شوید تا سلیمان و سپاهیانش نادانسته شما را پایمال نکنند». این آیه آشکارا نشان می دهد که مورچه، سلیمان و سپاهیانش را می شناسد و هر شناختی مسبوق به اندیشه و ادراک است.

3.قرآن از زبان هدهد ـ پرنده ای که در محضر حضرت سلیمان است ـ چنین نقل می کند:

گفت: من به چیزی که تو از آن خبر نداری، آگاه شده و از سرزمین سبأ به طور یقینی خبری آورده ام. من زنی را یافتم که بر مردم حکومت می کرد و به او هر گونه نعمتی عطا شده بود و او دارای تختی بزرگ بود. من آن زن و قومش را یافتم که خدا را از یاد برده اند و خورشید را پرستش می کنند و شیطان رفتار زشتشان را برایشان زینت داده است و آنها را از راه خدا باز داشته است تا هرگز به راه حق هدایت نشوند.7این سخنان، نشانه ادراک بالای اوست و تنها موجودی با درک و شعور بالا می تواند با مشاهده یک ملت، اوضاع اجتماعی و دینی آن را چنین روشن گزارش کند.

4. هدهد سپس برای اثبات توحید و نفی شرک، به استدلال روی می آورد. وی با تحلیل روان شناسانه، ساختار فکری و رفتارشان را تحلیل کرد و سلطه شیطان را بر آنان باز گفت. این امر نشان می دهد که وی از نظر عقلی و استدلالات کلامی و فلسفی نیز سطح ادراک خوبی دارد. در استدلال او آمده است: «چرا آنها خداوندی را که هر پنهانی را در آسمان ها و زمین ظاهر می کند و به نهان و آشکار آگاه است، سجده نمی کنند؛ خداوندی که معبودی جز او نیست و او پروردگار عرش عظیم است». برهان هدهد، برهانی است که اکثر انسان ها از تبیین و بیان آن عاجزند. او تحت تعلیم سلیمان نبی، به مقامی رسید که توانست چنین برهان عمیقی را تبیین کند.

5. «الم تر انّ الله یسبح له من فی السموات و الارض و الطیر صافّات کل قد علم صلاته و تسبیحه و الله علیم بما یفعلون؛8 مگر نمی بینی که هر کس در آسمان ها و زمین است تا پرندگانی که در آسمان پر می گشایند، خداوند را تسبیح می کنند و همه آنها به تسبیح و نماز خود آگاهند و خداوند به هر چه می کنند، آگاه است». این آیه شریف به چند مطلب اشاره دارد:

الف) هر موجود جاندار و ذی شعوری که در زمین و آسمان است، حتی پرندگان، خداوند متعال را تسبیح می کنند و برای او نماز می گذارند. «من» به موجودات جاندار و ذی شعور اشاره دارد.

ب) آنها به تسبیح و نماز خود علم دارند. این بخش آیه، پاسخ به این توهم است که آنها از روی غریزه خداوند سبحان را تسبیح می کنند و نماز می گزارند. برخی معتقدند که تمام کارهای حیوانات غریزی است؛ از آن چه می کنند، خبر ندارند و همه رفتارشان بدون ادراک و علم است. آیه تصریح دارد که آنها به تسبیح و نماز خود علم دارند و چون علم دارند، کارشان غریزی نیست.

ج) هر کس چون پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ دارای علم شهودی و قلبی باشد، تسبیح و نماز آنها را می بیند.

د) خداوند متعال به رفتار آنها علم دارد.

با جمع بندی آیات بالا، چند مطلب روشن می شود:

1. حیوانات اهل تسبیح و نمازند و این تسبیح و نمازگزاری، آگاهانه است.

2. حیوانات از ادراک حسی و ادراک عقلی و توان درک معارف عقلی برخوردارند و تعلیم و تربیت می پذیرند؛ چنان که سگ شکاری، در سایه تعلیم و تربیت، در حالی که گرسنه است، گوشت شکار را بی هیچ چشم داشتی به دندان می کشد و به شکارچی تحویل می دهد و اگر قرار بود بر اساس غریزه کار کند، باید شکار را می خورد؛ اما او امانت داری و عدم خیانت در امانت را آموخته، طبق آن عمل می کند؛ به عبارت دیگر، او خوب و بد را ادراک کرده، می داند خیانت در امانت، ستم در حق مربی و صاحبش می باشد و به سوی خوبی گرایش نشان داده است.

3. حیوانات، ادراک و گرایش هایی دارند و به وسیله این ادراکات، برای خود جلب منفعت و دفع ضرر می کنند و با اراده خود به سمت آن چه برای خود خیر می پندارند، می روند. رفتار حیوانات در مواقع شکار، خطر، جفت گیری و زندگی اجتماعی، نشانه ادراک و هدف مندی و رفتار بر اساس اراده و برای جلب منفعت و دفع ضرر است که زیست شناسان به برخی از اسرار آن پی برده اند.

4. هر موجودی که ادراک خوب و بد دارد، یقیناً عدالت و ظلم را نیز تشخیص می دهد؛ زیرا از مصادیق بارز خیر و شر، عدل و ظلم است و شناخت خیر و شر و عدل و ظلم، مقدمه رفتار است.

5. حیوانات، شعور و اختیار دارند؛ البته سطح شعور و اختیار آنها به سطح انسان نمی رسد؛ اما همان مقدار شعور، ادراک، اختیار و اراده، سبب می شود که دارای تکلیف9 باشند و بر اساس همان تکلیف، تسبیح حق بگویند و نماز بگزارند.

6. آنها همانند انسان، هدف، مقصود و مقصدی دارند.

7. هدف، مقصود و مقصد حیوانات، حشر به سوی خداوند متعال است و چرا چنین نباشد؟ موجودی که چنین کمالات، بینش و گرایشی دارد، اگر با مردن نابود شود، در حقیقت موجودی عاطل و باطل است و آفرینشی عبث و بیهوده دارد؛ زیرا با مرگ همه این کمالات نابود شده است. این کمالات، اموری وجودی و مجردند و تنها روح مجرد می تواند دارای چنین کمالاتی باشد. پس حیوانات روح مجرد دارند و با مرگ نابود نمی شوند و تا قیامت باقی اند و به سوی پروردگار جهانیان محشور می شوند و این حشر، هدف، مقصود، و مقصد آنهاست. آیه «ثم الی ربهّم یحشرون» دلالت دارد که حیوانات مانند انسان دارای روحی فناناپذیرند و به سوی خداوند محشور می شوند و در قیامت جمع می شوند و بنابراین بر اساس رفتارشان حکم می شود.10

سید سعید لواسانی

پی نوشت:

1.انعام (6) آیه 38.

2.سید علی اکبرقرشی، قاموس قرآن، ج 2 ص 323.

3.سید محمد حسین طباطبایی، تفسیرالمیزان، ترجمه موسوی همدانی، ج7، ص 71 و 102.

4.تکویر (81) آیه 51.

5.نمل (27) آیه 16.

6.نمل (27) آیه 18.

7.نمل (27) آیه 22 ـ 25.

8.نور (24) آیه 41.

9. نشانه تکلیف داری حیوانات این است که سلیمان نبی، هنگام غیبت هدهد، گفت: اگر او عذر موجه نداشته باشد، عذابی دردناک یا مرگ در انتظار اوست. اگر هدهد بر اساس ادراک و درک خوبی و بدی عمل نمی کرد و صرفاً رفتار غریزی داشت، مجازات سنگین او قبیح بود. انبیا معصومند و همه کارهایشان بر اساس عصمت و دستورهای خدای سبحان است. همین اشاره است به علم و آگاهی و ادراک و گرایش و تکلیف داری هدهد که یک نوع پرنده است.

10. ر.ک: تفسیر المیزان، ج 7، ص 71.

منبع :پایگاه حوزه

باهوش ترین حیوانات

اغلب حیوانات توانایی‌های ویژه‌ای دارند، اما سطح هوش آنها بسیار متفاوت است و تنها منحصر به گونه‌ خاصی نیست. در این میان بسیاری از اعمال حیوانات از روی غریزه انجام می‌شود که نباید آن را با هوش آنها اشتباه گرفت.
شامپانزه باهوش‌ترین جانور حیات وحش است. این گونه میمون به طور گروهی زندگی می‌کند و قادر به استفاده از ابزار برای دستیابی به غذا و حتی دفاع از خود است.
طوطی خاکستری باهوش‌ترین پرنده است. این طوطی قادر به تشخیص رنگ‌ها بوده و با آموزش می‌تواند در پاسخ به پرسش‌ها بیش از ۳۰۰ جمله مربوط را بگوید. اصولا طوطی‌ها پس از شامپانزه‌ها و دلفین‌ها سومین گونه جانوران باهوش محسوب می‌شوند.

دلفین‌ها در دنیای حیوانات پس از شامپانزه‌ها باهوش‌ترین حیوان هستند. دلفین‌ها از طریق امواج صوتی قادر به ارتباط با یکدیگر بوده و دارای حس همکاری قوی هستند. در عین حال، دلفین از حس درک نسبت به خود و سایرین برخوردار است و این توانایی‌ها موجب شده که کوسه‌ها حتی کوسه سفید، شکارچی مطلق اقیانوس‌ها، از برخورد با دلفین‌ها اجتناب کنند.

موش صحرایی بیش از هر چیز به حس بویایی بسیار قوی و دقیق این جانور ارتباط دارد.

هشت پا دومین موجود باهوش دریایی است. بیش از نیمی از نورون‌های عصبی هشت پا در بازوهای آن قرار دارند، بنا براین اختاپوس در هر بازویش دارای یک مغز کوچک است که به جانور امکان می‌دهد .

هماهنگی فوق‌العاده‌ای در اندام‌هایش داشته باشد. این جانور در برابر مسائل پیچیده می‌تواند بسرعت واکنش نشان داده و آنها را از سر راه بردارد.

سگ گلدن، هوشی فراتر از سایر سگ‌ها دارد و به همین دلیل از این نوع سگ در عملیات نجات استفاده می‌شود. سگ نژاد گلدن علاوه بر این، احساس مسوولیت بسیار و شجاعت فراوان دارد که این حیوان را به یک نجات دهنده منحصر به فرد تبدیل کرده است.

اورکا به دلیل هوش بالایی که دارد یک شکاچی بسیار موفق است. اورکا‌ها نیز مانند دلفین‌ها به طور گروهی شکار می‌کنند و شیوه شکار این جانور با شرایط جغرافیایی متفاوت تغییر می‌کند.

فیل‌ها نیز از جمله باهوش ترین حیوانات هستند. این جانور غول پیکر از حافظه‌ای فوق‌العاده برخوردار است. فیل‌ها به صورت گروه خانوادگی که همه تحت فرمان مسن‌ترین فیل ماده هستند، زندگی می‌کنند.

گوسفندان طبق تحقیقات جدید، ضریب هوشی گوسفندان در به خاطر آوردن آنچه برای آنها رخ داده است باورکردنی نیست. براین اساس گوسفندان در به خاطر آوردن چهره‌های قدیمی که با آنها بوده‌اند نظیر چوپان‌های گله و نیز خودگله‌ای که با آن بوده‌اند، قدرت شگفت‌آوری دارند و براحتی صاحبان قبلی و مکان سابق خود را تشخیص می‌دهند.

مورچه‌ها : دانشمندان طی یک آزمایش عجیب، برای دسته‌ای از مورچگان کفش‌هایی که پاهای آنها را بلند می‌کرد تهیه کردند و رفتار حرکتی آنها را بررسی کردند، نتیجه بیانگر این نکته بود که این حیوانات برای اندازه‌گیری مسافت‌های مختلف و جهت‌یابی، قدم‌هایشان را می‌شمرند.

محققان بر این باورند مورچه‌های صحرایی از نوری که از ستارگان در آسمان شب تابیده می‌شود، به عنوان کلیدی برای بازگشت به لانه‌هایشان استفاده می‌کنند، اما هنوز در این خصوص که مورچه‌ها چگونه قادر به اندازه گیری دقیق فاصله‌ها هستند، شک و شبهه فراوان وجود دارد.

منبع : سایت پزشکان ایران

اطلاعاتي از جانوران سمي  

درباره مار


مطالعات فسيل شناسي ثابت مي كند كه خزندگان بيش از يكصد ميليون سال پيش ( 65 –135 ميليون سال ) و قبل از ظهور پستانداران در كره زمين وجود داشته اند. درباره خزندگان و خطر احتمالي آنها و عواقب گزش مارها داستانهاي زيادي نسل به نسل نقل شده و اين امر به ترس و وحشت مردم از اين موجودات زيبا و خوش خط و خال افزوده است. اگر زيانهاي ناشي از گزش مار با زيانهاي ناشي از ديگر جانوران و نيز بيماريها مقايسه شود ناچيز بودن آن مشخص ميگردد. در بعضي از كشورها مانند چين و ژاپن و آمريكا، بعضي رستورانها از گوشت مار و مخصوصاً مار بوآ غذاي براي علاقه مندان تهيه مي كنند البته در دنيايي كه گوشت قورباغه و خرچنگ در تغذيه استفاده مي شود، گوشت مار نيز مي تواند در برنامه غذايي بشر جائي داشته باشد! موش مار يكي از انواع مارهاي غيرسمي است و معمولاً 70 عدد تخم مي گذارد. اين تخمها بزرگتر از تخم مرغ است و جداري نازكتر از آن دارد. بعضي مردم بومي نواحي دور افتاده با علاقه زيادي از تخم اين مارها تغذيه مي كنند.
موضوع مار و سم آن مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته و با مراعات اصول فني گذشته از سرم ضد مارگزيدگي به تهيه بعضي فراورده هاي دارويي اقدام كرده اند كه براي درمان عوارض ناشي از خونريزيهاي شديد و برطرف كردن دردهاي عصبي مورد استفاده دارد. از پوست مار در صنعت چرم سازي استفاده مي شود. از آن كفش، كمربند و كيف و بعضي لوازم تهيه مي كنند.

ادامه نوشته

خوددرماني در جانوران

 آيا تا به حال سگ يا گربه‌اي را ديده‌ايد كه علف بخورد؟ سگ‌ها و گربه‌ها همانند وابستگان وحشي خود، از جمله گرگ‌ها، ببرها و شيرها، گاهي علف مي‌خورند. چرا اين جانوران گوشت‌خوار گاهي به گياه‌خواري روي مي‌آورند؟ با شگفتي فراوان، هنوز پژوهشي گزارش نشده است كه بتواند به اين پرسش پاسخ كامل و روشني بدهد. با وجود اين، دانشمندان عقيده دارند گياه‌خواري ممكن است نوعي روش خود درماني در جانوران باشد.

دانشمندان رشته‌هاي گوناگون، در حال بررسي اين احتمال هستند كه گونه‌هاي زيادي از پرندگان، حشراه‌ها و پستانداران، از گياهان، خاك، حشره‌ها و قارچ‌ها به عنوان دارو  بهره مي‌گيرند و از اين راهخود را در برابر بيماري‌هاي احتمالي محافظت مي‌كنند (پيشگيري از بيماري) يا حالت ناخوشايندي را كه دچار آن شده‌اند، آرامش مي‌دهند(درمان دارويي).

اغلب دانشمنداني كه در اين زمينه‌ي علمي نوين پژوهش مي‌كنند، باور دارند جانوران نمي‌توانند با تكيه بر نوعي خرد ذاتي دريابند، چه گياهي براي آن‌ها سودمند است  بلكه راهبردهاي خوددرماني مهارت‌هاي حياتي هستند كه انتخاب طبيعي آن را نيرو مي‌بخشد.

در بيش‌تر موارد، ميل به كاهش احساس ناخوشايند، بروز رفتارهاي خوددرماني را بر مي‌انگيزد . بعضي گونه‌هاي جانوان، به ويژه ميمون‌هاي انسان‌نما، در درمان خود اندكي هدف‌دار عمل مي‌كنند. در اين گونه موردها، اغلب واژه‌ي زوئوفارماكوگنوزي (درك جانوران از داروها) به كار مي‌ر ‌ود. البته، اين واژه براي توصيف همه‌ي راه‌هايي كه جانوران ديگر براي تعامل با داروخانه‌ي طبيعت بر مي‌گزينند، مناسب نيست.

ادامه نوشته

درخشش چشم حیوانات در شب به چه دلیل است؟

درخشش چشم حیوانات در شب به چه دلیل است؟

لایه ای است در چشم بسیاری از مهره داران كه بلافاصه درپشت و یاگاهی اوقات  در داخل شبكیه قرار دارد . این لایه نور مرئی را از پشت شبكیه(پس از عبور از شبکیه)مجددا به داخل شبكیه منعكس می كند وباعث افزایش نور در دسترس گیرنده های نوری شبكیه می گردد. این عمل باعث افزایش بینائی در نور ضعیف می گردد.اما ازتداخل شعا ع های منعكس شده یك تصویر تیره تشكیل می گردد.این لایه باعث دید بهتر شبانه در بعضی از حیوانات می گردد.بسیاری از این حیوانات شب رو هستند وبه ویژه گوشتخواربوده و در شب شكار می كنند.بعضی از این حیوانات نیز در عمق دریا زندگی می كنند .اگر چه بعضی از پریمات ها این لایه را دارند اما انسانها آن را ندارند.درخشش چشم اثر قابل رویت این لایه می باشد.وقتی نور به داخل چشم  حیوانی كه این لایه را دارد می تابد مردمك درخشان می شود.این پدیده در بسیاری از حیوانات قابل رویت می باشد(هم در طبیعت و هم در مقابل فلاشهای نور).در نور كم یك فلاش دستی نیز برای ایجا د یك درخشش قابل مشاهده توسط انسان (كه دید ضعیفی در تاریكی دارد) كافی است.از این تكنیك طبیعی دانها و شكار چی ها برای جستجوی وجود حیوانات در شب استفاده می كنند.درخشش چشمها طیف متفاوتی از رنگها را كه شامل سفید آبی سبز زرد صورتی و قرمز می باشد ایجاد می كند.به علت اینكه درخشش چشم نوعی Iridescence( ایجاد قوس و قزح: یك پدیده نوری است كه دید رنگهای مختلف بسته به زاویه دید دارد)می باشد لذا نوع رنگ مشاهده شده در چشم بستگی به زاویه دید و رنگ منبع نور تابیده شده به چشم دارد.درخشش سفید در بسیاری از ماهی ها .در خشش آبی در بسیاری از پستانداران مانند اسبها .در خشش زرد در بسیاری از پستانداران مانند گربه و سگ و راكون و درخشش قرمز در جوندگان واپاسوم و پرندگان دیده می شود.چشم انسان فاقد این لایه می باشد  و بنابر این چشم انسان درخشان نمی باشد اما در انسان و حیوانات دو اثر می توان باعث درخشش چشمها گردد:

1-   Leukocoria (انعكاس غیر طبیعی سفید از شبكیه) این اثر را بر خلاف حالت چشم قرمز(eye red Effect) فقط با افتالمولوسكوپ قابل مشاهده است در این حالت در چشم طبیعی وقتی با افتالمولوسكوپ نور را به داخل چشم می تابانند چشم قرمز دیده می شود اما در Leukocoria سفید دیده می شود كه نشان دهنده بیماری های مختلف از جمله آب مروارید می باشد.

۲-اثر چشم قرمز(eye red Effect)

كه فقط در فلاش های نوری ظاهر می شود.

این اثر وقتی دیده می شود كه فلاش نوری خیلی به عدسی دوربین نزدیك باشد(دوربین های فشرده) این اثر در طبیعت دیده نمی شود و فقط هنگام استفاده از فلاش دوربین عكاسی دیده می شود.

مكانیسمtapetum lucidum:برای درخشش چشم جانور از كریستالهای پورین (اغلب گوانین)برای انعكاس نور استفاده می كند.

      

منبع:http://madactor.mihanblog.com/extrapage/fdsfs